• شماره های پیشین

  • معرفي نشريه

    فصلنامه زمين شناسي ايران دارای رتبه علمی _ پژوهشی و ضریب تاثیر در زمینه علوم پایه می باشد و مقالات با گرایش های مختلف زمین شناسی را در روند داوری قرار داده و پس از تایید داوران و اعمال اصلاحات پیشنهادی توسط نویسنده(گان) در نوبت  چاپ قرار می‌دهد. فصلنامه زمين‌شناسي ايران هر سه ماه يك بار منتشر مي‌شود و در زمينه‌هاي تخصصي زمين‌شناسي مقاله مي‌پذيرد.   نشاني دفتر فصلنامه: تهران، اوین، دانشگاه شهیدبهشتی، پژوهشکده علوم پایه کاربردی جهاددانشگاهی، صندوق پستي: 196151171 تلفن: 29903037 ، 4 ـ 22431933 پست الكترونيك: zaminshenasiiran@yahoo.com وب سايت: www. rias.ac.ir سایت: journal.rias.ac.ir   این فصلنامه دارای مجوز علمی ـ پژوهشی به شماره 309/3 مورخ 28/1/87 از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می‌باشد.  این نشریه در پایه استنادی علوم جهان اسلام و نیز ایران ژورنال (نظام نمایه‌سازی مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری) نمایه شده است و دارای ضریب تاثیر می‌باشد. همچنین این نشریه در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی زیر قابل دسترس است: ttp://www.isc.gov.ir http://www.srlst.com http://www.sid.ir http://www.magiran.com


    آخرین مقالات منتشر شده

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - بررسی پارامترهای هندسی و کینماتیکی تاقدیس سرکان، لرستان، غرب ایران
      رضا علی پور امیرحسین‌  صدر سمیرا  شه‌مرادی عارف  شمس‌زاده
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      تاقدیس سرکان در پهنه رسوبی - ساختاری لرستان و در کمربند چین‌خورده رانده زاگرس قرار می‌گیرد. هندسه و کینماتیک چین‌ها در این پهنه توسط گسل‌های راندگی و سطوح جدایشی کنترل می‌شود. سازندهای رخنمون یافته در این تاقدیس، سازندهای کرتاسه بالایی و سنوزوئیک هستند. در این پژوهش، با چکیده کامل
      تاقدیس سرکان در پهنه رسوبی - ساختاری لرستان و در کمربند چین‌خورده رانده زاگرس قرار می‌گیرد. هندسه و کینماتیک چین‌ها در این پهنه توسط گسل‌های راندگی و سطوح جدایشی کنترل می‌شود. سازندهای رخنمون یافته در این تاقدیس، سازندهای کرتاسه بالایی و سنوزوئیک هستند. در این پژوهش، با استفاده از تفسیر نیمرخ‌های لرزه‌ای و رسم چهار نیمرخ ساختاری و محاسبه پارامترهای هندسی، به بررسی هندسه و تحلیل سبک دگرریختی تاقدیس و نقش سطوح جدایشی بر سبک چین‌خوردگی آن پرداخته شده است. ساختار این تاقدیس تحت‌تاثیر دو سطح جدایش قرار می‌گیرد که سازند فلیشی امیران به‌عنوان سطح جدایش بالایی و سازند شیلی گرو نیز به‌عنوان سطح جدایش میانی است. ضخامت زیاد سطح جدایش بالایی باعث جابجایی به سمت جنوب‌غرب محور تاقدیس سطحی نسبت به تاقدیس عمقی شده است. بررسی‌های انجام شده بر روی پارامترهای هندسی و نیمرخ‌های ساختاری تاقدیس سرکان نشان‌دهنده نامتقارن و استوانه‌ای بودن این تاقدیس است و از لحاظ فشردگی و نسبت ‌ابعادی به ترتیب در رده، باز تا ملایم و پهن قرار می‌گیرد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - رخساره¬ها و مدل رسوب‌گذاری سازند آواری چلکن، جنوب قائم‌شهر، پلیوسن
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      سازند چلکن در زمان پلیوسن زیرین و میانی تشکیل شده و در برش جوارم (جنوب شهرستان قائم‌شهر) دارای ماهیت آواری است. این سازند از سه مجموعه کنگلومرایی، ماسه‌سنگی و گلسنگی تشکیل شده است که در بیشتر بخش¬ها در توالی‌های ریزشونده به سمت بالا مرتب شده‌اند. ماهیت ریزشونده به بالای چکیده کامل
      سازند چلکن در زمان پلیوسن زیرین و میانی تشکیل شده و در برش جوارم (جنوب شهرستان قائم‌شهر) دارای ماهیت آواری است. این سازند از سه مجموعه کنگلومرایی، ماسه‌سنگی و گلسنگی تشکیل شده است که در بیشتر بخش¬ها در توالی‌های ریزشونده به سمت بالا مرتب شده‌اند. ماهیت ریزشونده به بالای توالی‌های رسوبی و ویژگی¬های رسوب‌شناسی و ساختارهای رسوبی نشان می‌دهد سازند چلکن در یک محیط رودخانه¬ای تشکیل شده است. رخساره‌های کنگلومرایی بیشتر ماهیت دانه‌پشتیبان، رخساره‌های ماسه‌سنگی ماهیت آرنایتی (کوارتز و لیتیک آرنایت) و رخساره‌های گلسنگی ماهیت آواری-کربناتی دارند. با توجه به ساخت¬های موجود، جهت جریان‌های قدیمی رو به شمال است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - ارتباط¬سنجی کانه¬زایی مس و ساختارها در منطقه علی¬آباد - دره¬زرشک با استفاده از داده¬های زیرسطحی ژئوتکنیکی و ژئوشیمیایی
      مهدی  رمضانی حجت اله صفری غلامحسین  شمعانیان همایون  صفایی
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      برای ارتباط¬سنجی بین کانی¬زایی مس پورفیری و سیستم¬های گسلی، کانسارهای پورفیری علی¬آباد و پورفیری– اسکارن دره¬زرشک در كمربند ماگمایی اروميه– دختر انتخاب شدند. در این پژوهش سعی شد این ارتباط با استفاده از داده¬های سطحی و زیرسطحی (اطلاعات حاصل از حفاری¬های صورت گرفته در قا چکیده کامل
      برای ارتباط¬سنجی بین کانی¬زایی مس پورفیری و سیستم¬های گسلی، کانسارهای پورفیری علی¬آباد و پورفیری– اسکارن دره¬زرشک در كمربند ماگمایی اروميه– دختر انتخاب شدند. در این پژوهش سعی شد این ارتباط با استفاده از داده¬های سطحی و زیرسطحی (اطلاعات حاصل از حفاری¬های صورت گرفته در قالب اطلاعات ژئوتکنیکی و میزان عیار مس) در محل کانسارهای علی¬آباد و دره¬زرشک، روشن شود. نتایج این مطالعات نشان داد که کمربند¬های گسلشی که از طریق بررسی معیار میزان کیفیت سنگ (RQD) به‌دست‌آمده انطباق به نسبت خوبی با گسل-هایی که از طریق مطالعات سطحی و روش¬های سنجش از دور به‌دست آمده¬اند، دارند. همچنین در طول این پهنه¬های گسلیده عیار کانه¬زایی مس بالاتر می¬باشد، به این ترتیب، ارتباط کانه¬زایی و گسلش در منطقه اثبات می¬شود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - بررسی شاخص یخ‌زدگی– آب‌شدگی مصالح شن و ماسه در محیط‌های مختلف در منطقه دیره در استان کرمانشاه
      کاظم  بهرامي سید محمود  فاطمی عقدا علی  نورزاد مهدی  تلخابلو
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      با توجه به تأثیری که محیط¬های زمین¬شناسی تجمع سنگ‌دانه‌های طبیعی می¬تواند در میزان افت وزنی ناشی از یخ¬زدگی- آب¬شدگی سنگ‌دانه‌ها داشته باشد، در این پژوهش، ارتباط محیط¬های زمین¬شناسی و میزان افت وزنی سنگ‌دانه‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. محل¬های نمونه¬¬برداری شامل دو وا چکیده کامل
      با توجه به تأثیری که محیط¬های زمین¬شناسی تجمع سنگ‌دانه‌های طبیعی می¬تواند در میزان افت وزنی ناشی از یخ¬زدگی- آب¬شدگی سنگ‌دانه‌ها داشته باشد، در این پژوهش، ارتباط محیط¬های زمین¬شناسی و میزان افت وزنی سنگ‌دانه‌ها مورد بررسی قرار گرفته است. محل¬های نمونه¬¬برداری شامل دو واریزه، 12 مخروط¬افکنه و سه بستر رودخانه¬ای بوده و از هر محل دو نمونه برداشته شده است. لیتولوژی حوضه بالادست برای همه نمونه¬ها یکسان و شامل آهک آسماری است. نمونه‌های برداشت شده به آزمایشگاه منتقل و میزان افت وزنی ناشی از یخ¬زدگی- آب¬شدگی مطابق با استانداردTEX-432-A به دست آمد همچنین درصد سنگ‌دانه‌های دارای درزه از طریق بررسی¬های چشمی اندازه¬گیری شد. نتایج به¬دست¬ آمده از این تحقیق نشان می¬دهد که محیط¬های واریزه¬ای بیشترین میزان افت وزنی (14 درصد برای اندازه mm19-16) و محیط¬های رودخانه¬ای کمترین میزان افت وزنی (کمتر از یک درصد برای اندازه mm75/4-36/2) را دارند. مخروط¬افکنه¬ها نیز حالتی حد واسط این دو را دارند. با افزایش مساحت حوضه بالادست از 25 تا 309 هکتار و افزایش طول آبراهه اصلی از یک تا بیش از سه کیلومتر میزان افت وزنی کاهش می¬یابد. مهم‌ترین علت این اختلاف میزان افت وزنی شدت درزه¬داری سنگ‌دانه‌ها و تخلخل ناشی از هوازدگی بیشتر در محیط¬های واریزه¬ای است که به ترتیب در محیط¬های مخروط¬افکنه¬ای و رودخانه¬ای کمتر می¬شود. اندازه سنگ‌دانه‌ها نیز بر روی میزان افت وزنی تأثیر¬گذار است به‌طوری‌که با افزایش اندازه، میزان افت وزنی افزایش می¬یابد. ارتباط اندازه ذرات با میزان افت وزنی متأثر از محیط¬های زمین¬شناسی است. در محیط¬های واریزه¬ای و مخروط¬افکنه¬های با حوضه بالادست کوچک اختلاف افت وزنی سنگ‌دانه‌های درشت و ریز بیشتر است و در بسترهای رودخانه¬ای و مخروط¬افکنه¬های با حوضه بالادست بزرگ اختلاف افت وزنی سنگ‌دانه‌های درشت و ریز کمتر است. در واقع در بسترهای رودخانه‌ای و مخروط‌افکنه‌های دارای حوضه بالا‌دستی بزرگ اثر اندازه ذرات در میزان افت وزنی کاهش یا از بین می¬رود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - جایگاه تکتونوماگمایی دیابازها و جریان‌های بازالتی افیولیت شمال مکران، جنوب شرقی ایران
      عزیزالله  تاجور محمدمهدی  خطیب محمدحسین  زرین¬کوب
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      افیولیت شمال مکران در جنوب شرقی ایران، به‌عنوان بخشی از افیولیت¬های تتیس، در حدفاصل بلوک¬های قاره¬ای لوت و باجکان-دورکان قرار دارد. از جمله سنگ‌های تشکیل‌دهنده¬ این توالی افیولیتی، دیابازها و جریان‌های بازالتی هستند که بیشترین برونزد را در شرق منطقه دارند. شواهد ساختاری چکیده کامل
      افیولیت شمال مکران در جنوب شرقی ایران، به‌عنوان بخشی از افیولیت¬های تتیس، در حدفاصل بلوک¬های قاره¬ای لوت و باجکان-دورکان قرار دارد. از جمله سنگ‌های تشکیل‌دهنده¬ این توالی افیولیتی، دیابازها و جریان‌های بازالتی هستند که بیشترین برونزد را در شرق منطقه دارند. شواهد ساختاری، سنگ¬نگاری و زمین¬شیمیایی بیانگر شکل¬گیری این سنگ‌ها در جایگاه¬های زمین¬ساختی متفاوت است. بر اساس ویژگی¬های زمین¬شیمیایی، دیابازها و بازالت‌ها در دو گروه جای می¬گیرند: در یک گروه، دیابازها و جریان‌های بازالتی با ترکیب تولئیتی قرار دارند که ویژگی‌های شبیه به پشته¬های میان‌اقیانوسی (MORB) را به نمایش می¬گذارند. گروه دوم شامل جریان‌های بازالتی تا داسیتی با ترکیب کالک¬آلکالن است که ویژگی‌های کمان¬های آتشفشانی را به نمایش گذاشته و نشانه-های محیط‌های فرورانش در آنها دیده می¬شود. دو رخداد ماگمایی منجر به تشکیل این دو گروه از سنگ‌ها شده است: 1) ماگماتیسم نوع MORB حاصل از کشش و بازشدگی بین دو بلوک قاره¬ای که منجر به شکل¬گیری دیابازها و بازالت‌های تولئیتی در کرتاسه پیشین شده است. غنی¬شدگی این سنگ‌ها نسبت به عناصر نادر خاکی سبک(LREE) و مقادیر پایینLa/Yb و به نسبت بالای U/Th نمایانگر تاثیر ترکیبات قاره¬ای در مذاب به وجود آورنده¬ آنها است. 2) ماگماتیسم مرتبط با فرورانش که گدازه¬های بازالتی، آندزیتی و داسیتی دارای ویژگی‌های کالک¬آلکالن را در کرتاسه پسین برجای گذاشته است. غنی¬شدگی LREE و LILE، ناهنجاری منفی Nb و Ta، نسبت بالای Pb/Ce و مقدار تمرکز اندک TiO2 در این سنگ‌ها، نمایانگر تاثیر ورقه¬ فرورانشی در ترکیب آنها است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - زمین¬شناسی و کانه¬زایی طلا در محدوده غرب کسنزان، جنوب¬¬ سقز، استان کردستان
      شجاع¬الدین  نیرومند حسینعلی تاج الدین سبا  حقیری قزوینی
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      محدوده طلای غرب کسنزان در 14 کیلومتری جنوب سقز واقع است. واحدهای سنگی رخنمون یافته در این گستره، مجموعه¬ای از سنگ¬های آتشفشانی-رسوبی دگرگون شده متعلق به پرکامبرین و کرتاسه شامل شیست، فیلیت و مرمر می¬باشند که توسط توده¬های گرانیتوییدی قطع شده¬اند. میزبان اصلی کانی¬سازی ط چکیده کامل
      محدوده طلای غرب کسنزان در 14 کیلومتری جنوب سقز واقع است. واحدهای سنگی رخنمون یافته در این گستره، مجموعه¬ای از سنگ¬های آتشفشانی-رسوبی دگرگون شده متعلق به پرکامبرین و کرتاسه شامل شیست، فیلیت و مرمر می¬باشند که توسط توده¬های گرانیتوییدی قطع شده¬اند. میزبان اصلی کانی¬سازی طلا، یک توده کوارتز سینیتی می¬باشد، که در راستای يك پهنۀ بُرشي با راستاي شمال غرب- جنوب شرق نفوذ کرده است. کانسنگ¬های طلادار، بخش¬های به¬شدت دگرشکل و دگرسان شده از توده کوارتز سینیتی هستند که واجد فابریک¬های میلونیتی- اولترامیلونیتی بوده و با مجموعه¬ای از دگرسانی¬های سیلیسی، سرسیتی، کربناتی و سولفیدی همراه هستند. کانی‌شناسی کانسنگ ساده و شامل پیریت، کالکوپیریت، اسفالریت، گالن، آرسنوپیریت، مگنتیت، طلا و ترکیبات هیدروکسیدی آهن می¬باشد. طلا در اندازه¬های کوچک¬تر از 40 میکرون، به¬صورت آزاد در کوارتز و نیز به¬صورت میان‌بار در پیریت مشاهده شده است. مطالعات میان¬بارهای سیال بر روی کوارتزهای کانسنگ¬های طلادار، بیانگر دمای همگن¬شدگی سیالات کانه¬ساز در بازه 4/137 تا 5/240 درجه سانتی‌گراد و شوری 16/1 تا 06/12 درصد وزنی معادل نمک طعام است که با ترکیبی از فرآیندهای رقیق¬شدگی و اختلاط دو سیال گرمابی (با منشاءهای دگرگونی و جوی) سازگار می¬باشد. مقایسه ویژگی¬¬های مطالعه شده در محدوده طلای غرب کسنزان با ویژگی¬های شاخص کانسارهای طلا، نشان می¬دهد که این کانسار از نظر ویژگی¬های زمین¬شناختی و کانی-سازی بیش¬ترین شباهت را با ذخایر طلای تیپ کوهزایی داراست. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - تحليل زماني- مکاني محيط رسوبي نهشته¬هاي کربناته کرتاسه بالايي در منطقه بجستان (شمال بلوک لوت)
      زهرا  رضازاده عباس  صادقی محبوبه  حسینی برزی احمد رضا  خزاعی
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      در اين پژوهش ميکروفاسيس، محيط رسوبي و مدل رسوبي نهشته¬هاي کربناته کرتاسه بالايي در منطقه بجستان در چهار برش چاچول، شهرک صنعتي، مزار و بهاباد مورد مطالعه و تحليل قرار گرفت. اين نهشته¬ها در برش¬هاي متفاوت با ضخامت¬هاي متفاوت رخنمون پيدا کرده و بر اساس بافت رسوبي، شواهد پت چکیده کامل
      در اين پژوهش ميکروفاسيس، محيط رسوبي و مدل رسوبي نهشته¬هاي کربناته کرتاسه بالايي در منطقه بجستان در چهار برش چاچول، شهرک صنعتي، مزار و بهاباد مورد مطالعه و تحليل قرار گرفت. اين نهشته¬ها در برش¬هاي متفاوت با ضخامت¬هاي متفاوت رخنمون پيدا کرده و بر اساس بافت رسوبي، شواهد پتروگرافي و فوناي موجود در اين نهشته¬ها شش ميکروفاسيس کربناته متعلق به سه کمربند رخساره¬اي لاگون، سد و دریای باز کم‌عمق واقع در رمپ داخلي شناسايي شد. مقايسه ميکروفاسيس¬ها و کمربند¬هاي رخساره¬اي برش¬هاي مختلف روند افزايش ملايم و تدريجي عمق را براي سنومانين و افزايش محسوسي را در سانتونين- کامپانين پيشين نسبت به سنومانين نشان مي¬دهند. همچنين عمق نهشت اين رسوبات در دو برش چاچول و شهرک صنعتي کم‌عمق‌تر و کم‌وبیش مشابه بوده و به نسبت دو برش مزار و بهاباد عمق بيشتري را نشان مي¬دهند. بر اين اساس امتداد خط ساحل کم‌وبیش شرق، شمال شرق- غرب، جنوب غرب پيشنهاد مي¬¬شود. ماسه¬اي شدن برخي رخساره¬ها نيز مي¬تواند حاکي از فعاليت¬هاي زمين-ساختي در امتداد گسل¬هاي پي¬سنگي منطقه باشد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - کانی¬شناسی و شیمی کانی¬ها در ناحیه معدنی سرب- نقره (روی- مس-باریت) راونج، شمال دلیجان
      مجید  قاسمی سیانی فاطمه  عیسی¬آبادی
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      کانی¬سازی سرب-نقره راونج در شمال دلیجان در سنگ میزبان رسوبی تشکیل شده است. این سیستم کانه¬زایی توسط گسل¬های عادی کنترل شده و کانه¬زایی به¬صورت توده¬ای، لامینه، کلوفرم، پرکننده فضای خالی، برشی¬شدن، کارستی¬شدن و رگه¬-رگچه¬های هیدروترمال متشکل از گالن، اسفالریت، کانی¬های گ چکیده کامل
      کانی¬سازی سرب-نقره راونج در شمال دلیجان در سنگ میزبان رسوبی تشکیل شده است. این سیستم کانه¬زایی توسط گسل¬های عادی کنترل شده و کانه¬زایی به¬صورت توده¬ای، لامینه، کلوفرم، پرکننده فضای خالی، برشی¬شدن، کارستی¬شدن و رگه¬-رگچه¬های هیدروترمال متشکل از گالن، اسفالریت، کانی¬های گروه فهلور، پیریت، کالکوپیریت، دولومیت، کلسیت، آنکریت، باریت و کوارتز رخ داده است. کانه¬زایی سولفیدی در دو افق کانه¬زایی شامل افق کانسنگی توده¬ای-برشی¬ با میزبان کربناته توده¬ای کرتاسه بالایی (Km2) و افق کانسنگی سولفید لایه¬ای در واحد شیلی (Ks2) میانی و آهک نازک لایه پایینی (Km1) به¬صورت سین¬ژنتیک تا اپی¬ژنتیک رخ داده است. دولومیتی¬شدن مهمترین دگرسانی در ارتباط با کانه¬زایی بوده و در نزدیکی گسل¬های عادی رخ داده و شامل دولومیت¬های دیاژنزی و دولومیت¬های هیدروترمالی است. دولومیت¬های هیدروترمالی غنی از آهن هستند و آنکریت تشکیل شده نشان می¬دهد که سیال هیدروترمال کانه¬زا، غنی از آهن هستند. شیمی گالن و اسفالریت مرحله دوم نشان داد که این کانی¬ها تمایل به قطب دارای تتراهدریت-تنانتیت هستند که منطبق بر ادخال¬های کانی¬های گروه فهلور در مطالعات میکروسکوپی است. مقدار بالای کادمیم در اسفالریت و مقدار کم آن در گالن و حضور کانی آکانتیت، نشان دهنده پایین بودن دمای سیال تشکیل دهنده کانه¬زایی است. طبق شواهد کانی¬شناسی، شیمی کانه¬ها، بافتها¬ و ساخت¬های کانسنگ و مطالعات ساختاری و تلفیق این نتایج با داده¬های ژئوشیمی، سیالات درگیر و ژئوشیمی ایزوتوپی، کانی¬سازی راونج را می¬توان در رده کانسارهای سرب و نقره نوع ایرلندی در نظر گرفت. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - بررسی تکامل هیدروشیمیایی و کاهش کیفیت آب رودخانه گرگانرود
      مجتبی  قره محمودلو نادر  جندقی مریم  صیادی
      شماره 55 , دوره 14 , پاییز 1399
      در این پژوهش، تکامل هیدروشیمیایی و کاهش کیفیت آب رودخانه گرگانرود در فاصله حدود 100 کیلومتری از حاشیه شمالی ارتفاعات البرز تا دریای خزر بررسی شد. بدین¬منظور از نتایج آنالیز 11 پارامتر فیزیکوشیمیایی مربوط به چهار ایستگاه‌ هیدرومتری در طی یک دوره آماری ده ساله استفاده شد. چکیده کامل
      در این پژوهش، تکامل هیدروشیمیایی و کاهش کیفیت آب رودخانه گرگانرود در فاصله حدود 100 کیلومتری از حاشیه شمالی ارتفاعات البرز تا دریای خزر بررسی شد. بدین¬منظور از نتایج آنالیز 11 پارامتر فیزیکوشیمیایی مربوط به چهار ایستگاه‌ هیدرومتری در طی یک دوره آماری ده ساله استفاده شد. برای بررسی تکامل هیدروشیمیایی رودخانه از نمودار‌های گیبس، استیف، پایپر، دوروف و همچنین پنج شاخص اشباع مربوط به کانی‌های کربناته، سولفاته و کلروره استفاده شد. همچنین تغییرات کیفی آب در بخش‌های شرب (با استفاده از نمودار‌شولر)، کشاورزی (با استفاده از نمودار ‌ویلکوکس) و صنعت (با استفاده از شاخص‌های خوردگی) در طول مسیر رودخانه گرگانرود بررسی شد. در این تحقیق برای تجزیه واریانس داده¬ها از آزمون F و در نهایت از آنالیز خوشه‌بندی سلسه مراتبی برای تعیین تعداد عوامل تأثیرگذار بر هیدروشیمی آب استفاده شد. نتایج این پژوهش نشان داد که واکنش آب-سنگ، تبخیر و نفوذ آب شور دریای خزر از مهمترین عوامل کنترل کننده شیمی آب رودخانه هستند. همچنین تیپ غالب آب رودخانه گرگانرود در حاشیه ارتفاعات بیکربناته می‌باشد و با ورود به دشت، تمایل به رسیدن به بلوغ کامل یعنی تیپ کلروره سدیک دارد. در تمامی ایستگاه‌ها آب رودخانه نسبت به کلسیت و دولومیت فوق اشباع، اما نسبت به انیدریت، ژیپس و هالیت تحت اشباع می‌باشند. اگرچه در جهت جریان بر میزان اشباعیت کانی‌های تبخیری افزوده می‌شود. کیفیت آب برای شرب و کشاورزی در حاشیه ارتفاعات مناسب و با ورود به دشت و در ادامه مسیر به سمت دریای خزر بشدت کاهش می‌یابد. نتایج تمامی شاخص‌های کیفی در بخش صنعت نشان‌ از افزایش خاصیت رسوبگذاری آب در طول مسیر رودخانه دارد. براساس نتایج آنالیز آماری، بیشترین تغییرات مربوط به پارامترهای فیزیکوشیمیایی بین ایستگاه لزوره در حاشیه ارتفاعات و ایستگاه قزاقلی واقع در قسمت میانی دشت دیده می‌شود و بعد از آن تا خروجی گرگانرود تغییرات فاحش و معنی¬داری بین پارامترهای کیفی آب مشاهده نشد. جزييات مقاله
    پربازدیدترین مقالات

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - مطالعه شیمی کانی¬ها، زمین دما – فشار سنجی و جایگاه تکتونیکی گابروهای شمال غرب همدان، باختر ایران
      رضا  علی‌پور عادل ساکی سید غفور  علوی هوشنگ  پورکاسب مهری ابوالقاسمی علیرضا زراسوندی میلاد  جهانی مریم  درانی
      شماره 53 , دوره 14 , بهار 1399
      منطقه مورد مطالعه از نظر زمین¬شناسی در ناحیه شمالی زون دگرگونی سنندج – سیرجان قرارگرفته است. بر اساس مطالعات پتروگرافی کانی¬های اصلی پلاژیوکلاز، پیروکسن، آمفیبول و بیوتیت و کانی¬های فرعی کلریت، مسکویت، ایلمنیت و زیرکن می¬باشند. نتایج به‌دست‌آمده از بررسی شیمی کانی¬ها نش چکیده کامل
      منطقه مورد مطالعه از نظر زمین¬شناسی در ناحیه شمالی زون دگرگونی سنندج – سیرجان قرارگرفته است. بر اساس مطالعات پتروگرافی کانی¬های اصلی پلاژیوکلاز، پیروکسن، آمفیبول و بیوتیت و کانی¬های فرعی کلریت، مسکویت، ایلمنیت و زیرکن می¬باشند. نتایج به‌دست‌آمده از بررسی شیمی کانی¬ها نشان می¬دهد که آمفیبول¬های مورد مطالعه جزء آمفیبول¬های کلسیک می¬باشند. از نظر ترکیب شیمیایی می¬توان آن¬ها را پارگاسیت، چرماکیت و منیزیو هورنبلند نام‌گذاری نمود. پلاژیوکلازها نیز از نوع آندزین هستند. با توجه به نسبت پایین Na2O از نظر محیط تکتونیکی نیز این آمفیبول ها از نوع S-Amph هستند. میزان بالای Al2O3 بیانگر این است که منشا آمفیبول¬ها گوشته¬ای می¬باشد و بر اساس نسبت Fetot (Fetot + Mg+2) در برابر AlIv که کمتر از 6/0می باشد می¬توان نتیجه گرفت که گریزندگی اکسیژن بالا است. از سوی دیگر می¬توان گفت که میزان آب برای تبلور هورنبلند از 2 تا 3/2 متغیر است. برای انجام دماسنجی و فشارسنجی نیز از روش¬های مختلفی استفاده شده است که بهترین آن نشان می¬دهد دمای تشکیل توده گابرویی در محدوده 700 درجه سانتی گراد (به‌طور میانگین) می¬باشد و فشار این سنگ¬ها نیز بین 45/4 تا 50/7 متغیر است. با توجه به فشار به‌دست‌آمده ماگمای مورد نظر از عمق 25 تا 30 کیلومتری منشا گرفته است که در نزدیکی مرز موهو است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - ارزیابی خطر زمین¬لرزه و تحلیل ریسک زلزله در شهر خوی با استفاده از روش¬های قطعی و احتمالی
      نسیم رحمانی علیرضا  عباسفام
      شماره 30 , دوره 8 , تابستان 1393
      احداث شهرهای جدید یا توسعه شهرهای قدیمی در هر منطقه نیازمند مطالعات زمین¬شناسی و لرزه¬خیزی می¬باشد. شهرستان خوی نیز یکی از شهرستان¬های در حال توسعه است که انجام این مطالعات برای آن ضروری به¬نظر می¬رسد. به همین دلیل، در این پژوهش لرزه¬خیزی و ریسک زلزله در این شهر به روش¬ چکیده کامل
      احداث شهرهای جدید یا توسعه شهرهای قدیمی در هر منطقه نیازمند مطالعات زمین¬شناسی و لرزه¬خیزی می¬باشد. شهرستان خوی نیز یکی از شهرستان¬های در حال توسعه است که انجام این مطالعات برای آن ضروری به¬نظر می¬رسد. به همین دلیل، در این پژوهش لرزه¬خیزی و ریسک زلزله در این شهر به روش¬های قطعی و احتمالی تعیین گردیده و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده¬اند. برای این منظور، ابتدا چشمه¬های لرزه¬زا و گسل¬های موجود در درون شهر و مناطق پیرامون آن به شعاع حدود 100 کیلومتر مورد شناسایی و مطالعه قرار گرفته¬اند و مشخصات آن¬ها نظیر طول، جهت¬یابی و فاصله آن¬ها تا مرکز شهر تعیین گردیده است. سپس بزرگترین زلزله قابل انتظار و شتاب بیشینه حرکت زمین به علت فعالیت این گسل¬ها با استفاده از دو روش قطعی و احتمالی محاسبه شده است.در این شهرستاناحتمال وقوع زمین لرزه¬هایی با بزرگای حدود 5/6 ریشتر و بزرگتر در مقیاس امواج درونی زمین وجود دارد که در این صورت شتاب بیشینه حرکت زمین در این شهر به علت فعالیت احتمالی این گسل¬ها ممکن است حداکثر به g31/0 نیز برسد. همچنین خطر وقوع زمین لرزه¬های با بزرگای بیشتر از 1/6 ریشتر، با احتمال 64 درصد وجود دارد. در این صورت دوره بازگشت آن¬ها 110 سال است و احتمال وقوع سالیانه این زمین لرزه¬ها در حدود 009/0 می¬باشد. احتمال وقوع زمین لرزه¬های با بزرگای بیشتر از 1/7 ریشتر، 10 درصد و برای زمین-لرزه¬های بزرگتر از 3/6 ریشتر، 50 درصد ارزیابی شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - معرفی کانسار مس ماری بعنوان یک ذخیره چینه¬کران نوع مانتو در زون طارم، شمال غرب ایران
      مهدی  مرادی سجاد  مغفوری محسن  موءید وحید فریداصل
      شماره 38 , دوره 10 , تابستان 1395
      کانسار مس ماری در شمال¬غرب ایران و در منطقه طارم در شمال زنجان واقع شده است. این کانی¬سازی از نوع چینه¬کران و سنگ درونگیر آن، تراکی آندزیت¬ مگا¬پورفیری به سن ائوسن است. سولفیدهای اصلی مس شامل بورنیت، کالکوسیت و کالکوپیریت عمدتا همراه با پیریت می¬باشند. بافت¬های موجود در چکیده کامل
      کانسار مس ماری در شمال¬غرب ایران و در منطقه طارم در شمال زنجان واقع شده است. این کانی¬سازی از نوع چینه¬کران و سنگ درونگیر آن، تراکی آندزیت¬ مگا¬پورفیری به سن ائوسن است. سولفیدهای اصلی مس شامل بورنیت، کالکوسیت و کالکوپیریت عمدتا همراه با پیریت می¬باشند. بافت¬های موجود در کانی¬سازی شامل پرکننده فضای خالی، دانه¬پراکنده، رگه- رگچه¬ای و جانشینی است. سنگ‌هاي آتشفشانی محدوده مورد مطالعه بيشتر دارای تركيب حدواسط تا اسيدي با سرشت شوشونیتی و پتاسیم بالا بوده و یک محيط¬ کششی ریفتی درون¬کمانی را نشان می¬دهند. دگرسانی¬های کربناتی، کلریتی، اپیدوتی و سریسیتی در سنگ میزبان دیده می¬شوند. فراوانی مس و نقره در تراکی آندزیت مگاپورفیری سالم به ترتیب تا 3200 و 216 قسمت در میلیون می¬باشد. بر اساس ویژگی‌های اساسی توده کانه¬دار ماری از جمله محیط تکتونیکی، سنگ دربرگیرنده، حالت چینه¬کران، کانی‌شناسی، محتوای فلزی و دگرسانی و مقایسه این ویژگی¬ها با ذخایر مس تیپ مانتو (Manto- type)، کانسار مس ماری می‌تواند به-عنوان یک ذخیره مس تیپ مانتو در شمال¬غرب ایران معرفی شود. همانند سایر کانسارهای مشابه این تیپ در دنیا، سه مرحله اصلی برای کانی¬سازی در کانسار ماری می¬توان در نظر گرفت. مرحله اول شامل فعالیت آتشفشانی زیردریائی و فوران گدازه تراکی آندزیت مگا¬پورفیری به¬همراه دگرسانی ناحیه¬ای پروپیلیتی می¬باشد. در مرحله دوم، دیاژنز اولیه و فعالیت میکروارگانیسم¬های احیاکننده سولفات باعث تشکیل پیریت هم به¬صورت پرکننده فضای خالی و هم به¬صورت دانه¬پراکنده در واحد تراکی آندزیتی میزبان شده است. نهایتاً در مرحله سوم، افزایش ضخامت رسوبات، فرونشست حوضه و دیاژنز تدفینی به همراه ورود سیالات غنی از مس به داخل واحد میزبان احیایی موجب جانشینی سولفیدهای مس به جای پیریت¬های اولیه و کانی¬زایی در کانسار ماری شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - زمین شیمی و خاستگاه طلای کوهزایی منطقه قلقله کردستان، با استفاده از مطالعات میانبارهای سیال و ایزوتوپ‌های پایدار
      بتول  تقی پور محمد علی  مکی زاده فرهاد  احمدنژاد
      شماره 30 , دوره 8 , تابستان 1393
      رخداد طلای قلقله، در بخش شمال غربی کمربند دگرگونی سنندج- سیرجان و در 50 کیلومتری جنوب غربی سقز واقع شده است. مجموعه واحدهای سنگی رخنمون یافته در منطقه شامل آتشفشانی¬های دگرگون شده اسیدی، کلریت- سریسیت شیست، سنگ آهک‌های دگرگون شده و توده¬های نفوذی به سن مزوزوئیک می¬باشد چکیده کامل
      رخداد طلای قلقله، در بخش شمال غربی کمربند دگرگونی سنندج- سیرجان و در 50 کیلومتری جنوب غربی سقز واقع شده است. مجموعه واحدهای سنگی رخنمون یافته در منطقه شامل آتشفشانی¬های دگرگون شده اسیدی، کلریت- سریسیت شیست، سنگ آهک‌های دگرگون شده و توده¬های نفوذی به سن مزوزوئیک می¬باشد که بخش غالب زمین‌شناسی منطقه را تشکیل می‌دهند. این مجموعه تحت تاثیر فازهای دگرگونی حاکم بر زون زمین¬ساختی سنندج - سیرجان دگرریخت شده و در طی آن کانه¬¬زایی طلا شکل گرفته است. بررسی‌های زمین شیمیایی نشان داده است که کانه¬زایی طلا در رگه‌های کوارتز- سولفید رخ داده است. به¬منظور تعیین خاستگاه طلا در منطقه قلقله، مطالعات ریزدماسنجی و ایزوتوپ‌های پایدار بر روی رگه‌های کوارتزی همراه با کانه¬زایی و رگه‌های کوارتزی فاقد کانه¬زایی صورت گرفته است. بر اساس نوع و درصد فازهای موجود در میانبارهای سیال و رفتار ریزدماسنجی آن‌ها، سه نوع میانبار سیال در ذخیره معدنی قلقله تشخیص داده شده است: نوع اول (I) میانبارهای تک فازه آبگین؛ نوع دوم (II) میانبارهای دو فازه آبگین (L+V)، که از نظر دمای همگن شدن در دو گروه جای می گیرند: گروه اول با دمای همگن شدن 205 تا 255 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری شوری معادل 5 تا 13 درصد وزنی نمک طعام و گروه دوم با دمای همگن شدن 335 تا 385 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری معادل 15 تا 19 درصد وزنی نمک طعام؛ نوع سوم (III) میانبارهای سه فازه کربنی- آبگینبا دمای همگن شدن 345 تا 385 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری معادل 9 تا 13 درصد وزنی نمک طعام. همچنین چگالی سیال کانه¬دار، فشار و عمق کانه¬زایی به ترتیب برابر 79/0 تا 96/0 گرم بر سانتیمتر مکعب، 2 کیلوبار و 7 کیلومتر می‌باشد که نشان دهنده محیط تشکیل میان پوسته‌ای برای ذخیره معدنی قلقله می‌باشد. مقادیر O18 و D مربوط به سیالات کانسنگ¬ساز (رگه‌های کوارتز- سولفید) به ترتیب محدوده¬ای از %2/7 تا%8 و %27/35-تا %23/40- را نشان می¬دهند. با توجه به جایگاه زمین‌شناختی ذخایر معدنی قلقله، نسبت‌های موجود، بیانگر یک سیال دگرگونی می‌باشد که با آب‌های جوی آمیختگی پیدا نموده است. تغییر شرایط از فشارشی به کششی همراه با گرادیان زمین گرمایی که بطور پوسته¬ای در حال افزایش بوده، باعث تحرک دوباره مقادیر قابل توجهی سیالات دگرگونی شده است که آمیختگی سیالات بالا¬رو ناشی از فعالیت کوهزایی و سیالات پایین¬رو جوی سبب نهشت طلا توسط کانی‌های سولفیدی شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - مدل¬سازی و تفسیر داده¬های مغناطیس زمینی مرتبط با منابع انرژی زمین-گرمایی، شمال¬غرب دلیجان
      شماره 34 , دوره 9 , تابستان 1394
      وجود چشمه¬های آبگرم متعدد و همچنین نوع زمین¬شناسی منطقه شمال¬غرب دلیجان نشان¬دهنده حضور یک سامانه زمین¬گرمایی بزرگ در اعماق منطقه است. به¬منظور شناسايي دقيق این نواحي و مشخص نمودن ساختارهای زمین-گرمایی مولد بي¬هنجاري¬هاي مغناطيسي، عمليات مغناطيس¬سنجي زميني در محدوده اطر چکیده کامل
      وجود چشمه¬های آبگرم متعدد و همچنین نوع زمین¬شناسی منطقه شمال¬غرب دلیجان نشان¬دهنده حضور یک سامانه زمین¬گرمایی بزرگ در اعماق منطقه است. به¬منظور شناسايي دقيق این نواحي و مشخص نمودن ساختارهای زمین-گرمایی مولد بي¬هنجاري¬هاي مغناطيسي، عمليات مغناطيس¬سنجي زميني در محدوده اطراف چشمه¬هاي آبگرم دلیجان در منطقه¬ای به وسعت حدود 300 کیلومترمربع در سال 1390 انجام شد. تصحیحات و پردازش¬های لازم بر روی داده¬ها صورت گرفت تا با استفاده از نقشه¬های بی¬هنجاری¬های مغناطیسی به¬دست آمده، به‌توان به ویژگی¬های ساختاری سیستم زمین¬گرمایی منطقه و همچنین عمق منبع زمین¬گرمایی پی برد. پس از شناسایی بی¬هنجاری¬های اصلی منطقه، با استفاده از روش اویلر، عمق و شاخص ساختاری آن برآورد شد. براین اساس منشاء بی¬هنجاری مغناطیسی اصلی در منطقه، یک توده مغناطیسی بزرگ شبه¬مخروطی در عمق بیشتر از 2000 متر فرض شد. سپس با استفاده از نتایج بدست آمده از روش اویلر، مدل¬سازی پیش¬رو و وارون¬سازی سه¬بعدی داده¬ها به ترتیب با استفاده از نرم¬افزار ModelVision و کد رایانه¬ای Mag3D بر روی داده¬های انجام شد. کد Mag3D براساس الگوریتم غیر خطی لی- اولدنبرگ عمل می‏کند به¬طوری¬که بهترین جواب ممکن برای توده‏های مغناطیسی، با روش تکرار حاصل می‏شود. نتایج این مدل¬سازی و وارون¬سازی نشان می¬دهد که در این منطقه یک بی¬هنجاری مغناطیسی بزرگ در عمق 2500 تا 5000 متری از سطح زمین وجود دارد که به¬عنوان منبع سامانه زمین¬گرمایی منطقه تفسیر می¬شود. نتایج بدست-آمده از این پژوهش انطباق مناسبی با اطلاعات زمین¬شناسی منطقه مورد بررسی دارد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - ارزیابی اثرات زیست‌محیطی معادن با استفاده از روش پاستاکیا (مطالعه موردی: معدن سنگ‌آهن آنومالی شمالی بافق)
      لمبرینی  پاپادوپولو محمدرضا  علمی علیرضا  احسان زاده سجاد  بهرامی
      شماره 36 , دوره 9 , زمستان 1394
      ارزيابی اثرات محيط¬زيستي يكي از روش¬هاي مناسب براي دستيابي به اهداف توسعه پايدار است و مي¬تواند به‌عنوان يك ابزار برنامه¬ريزي در دسترس مديران و تصميم¬گيران قرار گيرد. در اين پژوهش، تأثیرات محيط¬زيستی معدن سنگ‌آهن آنومالی بررسی‌شده¬ است. بدین منظور با تهیه چک‌لیستی از نظ چکیده کامل
      ارزيابی اثرات محيط¬زيستي يكي از روش¬هاي مناسب براي دستيابي به اهداف توسعه پايدار است و مي¬تواند به‌عنوان يك ابزار برنامه¬ريزي در دسترس مديران و تصميم¬گيران قرار گيرد. در اين پژوهش، تأثیرات محيط¬زيستی معدن سنگ‌آهن آنومالی بررسی‌شده¬ است. بدین منظور با تهیه چک‌لیستی از نظر کارشناسان و خبرگان، مهم‌ترین فاکتورهای محیط¬زیستی و اقتصادی- اجتماعی که از پروژه متأثر می¬شوند، شناسایی شدند و در ادامه با استفاده از روش ماتریس پاستاکیا، ارزیابی اثرات محيط¬زيستی پروژه در دو مرحله¬ ساختمانی و بهره¬برداری انجام شد. نتایج نشان می¬دهد که در مرحله ساختمانی طرح، 2 اثر مثبت متوسط، 1 اثر مثبت کم، 4 اثر مثبت ناچیز، 7 اثر منفی ناچیز، 2 اثر منفی کم و 3 اثر منفی متوسط و در مرحله بهره¬برداری طرح نیز 2 اثر مثبت متوسط، 3 اثر مثبت کم، 3 اثر مثبت ناچیز، 5 اثر منفی ناچیز، 2 اثر منفی کم و 3 اثر منفی متوسط در محیط ایجاد می‌شود. همچنین برنامه مدیریت و پایش محيط¬زيستی برای هرکدام از بخش¬ها ارائه گردیده که در بخش فیزیکی باید پارامترهای هوا، خاک و صوت دائما نمونه¬برداری شود؛ در بخش بیولوژیکی، تنوع و تراکم و زادآوری، مهاجرت حیات‌وحش و گیاهان به‌صورت فصلی کنترل گردد؛ نشت و انتشار پساب¬ها، پسماندها و غبارات دائما پایش گردد. در مورد حوادث طبیعی باید بحث مدیریت بحران و ارزیابی ریسک به‌صورت فصلی صورت گیرد. همچنین مشارکت مردمی و جلب رضایت جوامع و اطلاع¬رسانی به‌صورت پیوسته انجام گردد و نیز سطح آگاهی محيط زيستی پرسنل ارتقاء داده شود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - مه¬موج احتمالي در جنوب كاسپين حاصل از رخداد يك زمين‎لرزه سترگ
      شماره 32 , دوره 8 , زمستان 1393
      حوضه جنوب كاسپين با بلندي¬هاي البرز مركزي در جنوب و كوه¬هاي تالش در سوي جنوب¬باختري در بر‎گرفته مي¬شود. بلندي¬هاي البرز مركزي با راستاي خاوري- باختري و تالش با راستاي شمالي- جنوبي بخشي از كمربند لرزه‎اي آلپ- هيماليا به¬ شمار مي¬آيند. گسله خزر (كاسپين) با درازايي بیش از چکیده کامل
      حوضه جنوب كاسپين با بلندي¬هاي البرز مركزي در جنوب و كوه¬هاي تالش در سوي جنوب¬باختري در بر‎گرفته مي¬شود. بلندي¬هاي البرز مركزي با راستاي خاوري- باختري و تالش با راستاي شمالي- جنوبي بخشي از كمربند لرزه‎اي آلپ- هيماليا به¬ شمار مي¬آيند. گسله خزر (كاسپين) با درازايي بیش از 450 كيلومتر و گسله آستارا با درازاي 110 كيلومتر به -عنوان مرز شمالي البرز مركزي و مرز خاوري كوه¬هاي تالش در جايي كه سنگ¬هاي مزوزوئيك و پالئوژن بر روي نهشته¬هاي جوان دشت ساحلي جنوب كاسپين رانده شده، مشاهده مي¬گردند. بر ‎پايه پژوهش¬هاي ريخت¬زمين¬ساختي و پارينه‎لرزه-شناسي گمان مي¬رود كه بخش بزرگي از كوتاه‎شدگي كنوني در البرز بر روي دامنه شمالي كوه و در امتداد پهنه¬ گسلي خزر متمركز باشد. چنين مرزي را مي¬توان به¬ عنوان پيشاني همبري بين البرز و حوضه كاسپين جنوبي تفسير نمود. مطالعات اخير چينه¬نگاري نهشته¬هاي هلوسن پليوستوسن در خاور دره هراز نشانگر نرخ فروكاوي برابر mm/yr 25/1در 12 هزار سال گذشته است. با فرض ارتباط فروكاوي با عملكرد مولفه شاقولي بر روي گسله خزر، كوتاه¬شدگي شمالي- جنوبي بر روي اين گسل با شيب35 به¬ سوي جنوب برابر با mm/yr 5/2 برآورد مي¬گردد كه تنها يك دهم از ميزان كل كوتاه-شدگي ( mm/yr2±5) البرز مي¬باشد. بر‎ پايه مشاهدات لرزه¬اي و ژئوفيزيكي گسله¬ خزر نيز چون گسله آستارا به‎ عنوان سامانه فعال و اصلي در لبه جنوب¬باختري حوضه كاسپين جنوبي به صورت سامانه گسلي پيشرونده به زير دريا كشيده شده است. رخداد زمين‎لرزه¬هاي بسياري را مي¬توان نتيجه جنبش شاخه¬هاي گوناگون اين سامانه¬هاي گسلي در پهنه¬هاي خشكي و آبي حوضه كاسپين جنوبي دانست. بر ‎پايه هندسه حوضه، گسله¬هاي پيشرونده به سوي شمال يا خاور و شيب كرانه¬اي، افزون‎بر بيش از 20 كيلومتر ستبراي نهشته¬اي نئوژن و كواترنري حوضه كاسپين جنوبي در انگاره¬اي با احتمال رخداد يك فعاليت لرزه¬اي (7m ≥) بر‎روي گسله خزر يا گسله آستارا يا يكي از شاخه¬هاي پيش‎رانده شمالي و خاوري آن‎ها به¬عنوان نزديك¬ترين گسله¬هاي جنبا به اين درياچه بزرگ رخداد گسلش¬هاي زمين¬لرزه¬اي و يا زمين¬لغزش¬هاي زيردريايي توانايي توليد مه¬موج در كرانه¬هاي پرشيب جنوبي را خواهند داشت. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - پتروگرافی، زمین¬شیمی و خاستگاه گرانیتوئید کوه گبری رفسنجان
      شماره 27 , دوره 7 , پاییز 1392
      گرانیتوئید کوه گبری در 42 کیلومتری شرق رفسنجان استان کرمان، در زون ساختاری ارومیه- دختر قرار گرفته است. نفوذ دو استوک گرانیتوئیدی کوه گبری به درون سنگ¬های آهکی کرتاسه و کنگلومرای پالئوسن منجر به دگرگونی مجاورتی گردیده است. این سنگ¬ها اساساً دارای کانی¬های اصلی کوارتز، آ چکیده کامل
      گرانیتوئید کوه گبری در 42 کیلومتری شرق رفسنجان استان کرمان، در زون ساختاری ارومیه- دختر قرار گرفته است. نفوذ دو استوک گرانیتوئیدی کوه گبری به درون سنگ¬های آهکی کرتاسه و کنگلومرای پالئوسن منجر به دگرگونی مجاورتی گردیده است. این سنگ¬ها اساساً دارای کانی¬های اصلی کوارتز، آلکالی فلدسپار و پلاژیوکلاز و کانی¬های فرعی مانند بیوتیت، زیرکن و کانی¬های اپک می¬باشند. براساس داده¬ها و نمودارهای ژئوشیمیایی، مقدار درصد وزنی SiO2 نمونه¬های مورد مطالعه بین 57/75 تا 83/76 تغییر می¬کند. نمودارهای عنکبوتی هنجار شده نمونه های گرانیتوئید کوه گبری نسبت به مقادیر گوشته اولیه و کندریتبیانگر غنی شدگی Rb و Th و تهی شدگی Eu و Sr می¬باشد. بعلاوه نمونه¬های گرانیتوئیدی منطقه از عناصر LREE غنی شده هستند. بی¬هنجاری منفی Nb نشان دهنده منشا پوسته¬ای گرانیتوئید کوه گبری می¬باشد. براساس داده¬ها و نمودارهای ژئوشیمیایی، گرانیتوئیدهای کوه گبری از نوع I بوده و به سمت نوع A تمایل نشان می¬دهند و در موقعیت زمین¬ساختاری هم زمان تا بعد از کوهزایی قرار می¬گیرند. شواهد صحرایی، مشاهدات پتروگرافی و ویژگی¬های ژئوشیمیایی تأیید کننده یک منشا ماگمای پوسته¬ای در شرایط فشار کم می¬باشند. تغییرات شیمیایی و مشاهدات پتروگرافی اساساً به دلیل تبلور تفریقی ماگمای منشأ می¬باشند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - ریز رخساره، محیط رسوبی و چینه‎نگاری سکانسی سازند قم در برش ده نمک، شمال شرق گرمسار
      جهانبخش  دانشیان الهام  اسدی مهماندوستی یوسف رمضانی
      شماره 41 , دوره 0 , بهار 1396
      برش ده نمک در شمالی‎ترین نقطه‎ای که سازند قم رخنمون دارد و به عبارتی در محلی که زون ایران مرکزی هم‌مرز با زون البرز است، واقع شده است. مطالعه ویژگی‎های ریز رخساره‎‎ای، محیط رسوبی و چینه نگاری سکانسی سازند قم در این محدوده می‎تواند به درک وضعیت حوضه رسوبی قم در شمالی‎ت چکیده کامل
      برش ده نمک در شمالی‎ترین نقطه‎ای که سازند قم رخنمون دارد و به عبارتی در محلی که زون ایران مرکزی هم‌مرز با زون البرز است، واقع شده است. مطالعه ویژگی‎های ریز رخساره‎‎ای، محیط رسوبی و چینه نگاری سکانسی سازند قم در این محدوده می‎تواند به درک وضعیت حوضه رسوبی قم در شمالی‎ترین بخش آن و هم‌مرز با زون البرز، کمک شایان توجهی نماید. در این مطالعه 166 نمونه از رسوبات سازند قم در برش ده نمک واقع در شمال شرق گرمسار مورد بررسی قرار گرفته است. آنالیز ریز رخساره‌ای منجر به شناسایی نه ریز رخساره‎ شده و از نظر محيط رسوب‌گذاري به چهار كمربند رخساره‌اي پهنه جزر و مدي، لاگون، رسوبات سدي/ریفی و شیب پلاتفرم تعلق دارند. به دلیل عدم گسترش نهشته‎های ثقلی و توربیدایتی و وجود فراوان نهشته‎های سدی/ریفی، محيط‌ تشكيل نهشته‎های کربناته سازند قم در برش ده نمک که بیشترین ته‌نشست آن در بخش‎های کم‌عمق حوضه بوده یک شلف کربناته لبه‌دار پیشنهاد می‎شود. در این مدل، رخساره‎های مربوط به ناحیه عمیق حوضه گسترش نداشته و عمیق‎ترین رخساره مربوط به بخش‎های شیب پلاتفرم می‎باشد. همچنین مطالعات چینه نگاری سکانسی نشان می‎دهد که برش ده نمک شامل چهار سکانس رسوبی رده سوم، سه مرز سکانسی از نوع اول و دو مرز سکانسی از نوع دوم می‎باشد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - مطالعه شیمی بلور و منطقه‌بندی کلینوپیروکسن‌های موجود در سنگ‌های آتشفشانی آلکالن شمال غرب مشگین‌شهر، ایران
      شماره 33 , دوره 9 , بهار 1394
      منطقه مورد مطالعه بخشی از زون البرز غربی آذربایجان بوده و در شمال غرب شهرستان مشگین‌شهر واقع است. این منطقه شامل سنگ‌های آلکالن با ترکیب فنولیت تفریتی و تفریت فنولیتی به سن ائوسن بوده که با داشتن درشت بلورهایی همچون کلینوپیروکسن، آنالسیم، آلکالی‌فلدسپار و پلاژیوکلاز و چکیده کامل
      منطقه مورد مطالعه بخشی از زون البرز غربی آذربایجان بوده و در شمال غرب شهرستان مشگین‌شهر واقع است. این منطقه شامل سنگ‌های آلکالن با ترکیب فنولیت تفریتی و تفریت فنولیتی به سن ائوسن بوده که با داشتن درشت بلورهایی همچون کلینوپیروکسن، آنالسیم، آلکالی‌فلدسپار و پلاژیوکلاز و با خمیره‌ای مشابه با همان ترکیب کانی‌شناسی مشخص می‌گردند. آنالیز نقطه‌ای بر روی مقاطع نازک صیقلی جهت بررسی شیمی کلینوپیروکسن‌ها، با بکارگیری یک دستگاه ریز‌پردازش الکترونی انجام گردید. بر‌پایه این نتایج مشخص شد که کلینوپیروکسن‌های موجود در سنگ‌های منطقه از نوع دیوپسید بوده و دارای عدد منیزیم نسبتاً بالا (90/0-66/0) ، Al2O3 متغیر (39/3 تا 38/8 درصد)، TiO2 کمتر از 02/2 و Na2O، 36/0 تا 50/1 درصد و نسبت AlVI/AlIV کمتر از 3/0 می‌باشند و پیشنهاد می‌کنند که ماگما، تحت فشار نسبتاً کم متبلور شده است. همچنین مشخص می‌گردد بلورهای مذکور در فشار متوسط 5/5-0/4 کیلوبار و دمای 1080-1005 درجه سانتی‌گراد تبلور یافته‌اند. بررسی ژئوشیمیایی کلینوپیروکسن‌ها نشان می‌دهد که این بلورها ویژگی کلینوپیروکسن‌های سنگ‌های آلکالن مربوط با قوس‌های آتشفشانی را دارا هستند. از وجود منطقه‌بندی نوسانی عادی و معکوس در کلینوپیروکسن‌ها، چنین استنباط می‌گردد که فرایند تفریق و اختلاط از عوامل موثر بر تکامل سنگ‌های منطقه بوده‌اند. جزييات مقاله
    مقالات در انتظار انتشار

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - پتروگرافی و ژئوشیمی سنگهای آذرین و کانی زایی آنتیموان در لخشک، شمال غرب زاهدان، جنوب شرق ایران
      مجمد بومری حلیمه مجددی حبیب بیابانگرد
      چکیده اندیس آنتیموان لخشک در شمالغرب زاهدان و در پهنه¬ی جوش خورده سیستان واقع شده است. واحدهای سنگی منطقه شامل فلیش های دگرگونه (گنیس، شیست های گارنت دار، شیست های سیلیمانیت دار، فیلیت و میلونیت ها)، توده گرانیتوئیدی لخشک، دایک های بازیک و اسیدی، رگه های سیلیسی فاقد چکیده کامل
      چکیده اندیس آنتیموان لخشک در شمالغرب زاهدان و در پهنه¬ی جوش خورده سیستان واقع شده است. واحدهای سنگی منطقه شامل فلیش های دگرگونه (گنیس، شیست های گارنت دار، شیست های سیلیمانیت دار، فیلیت و میلونیت ها)، توده گرانیتوئیدی لخشک، دایک های بازیک و اسیدی، رگه های سیلیسی فاقد و دارای کانیزایی می باشد. براساس مطالعات ژئوشیمی، سنگهای آذرین لخشک کالک آلکالن، کالک آلکالن پتاسیم بالا و شوشونیتی و متاآلومینوس و متعلق به جایگاه¬های کمان ولکانیکی، همزمان با برخورد و پس ازبرخورد می باشد. غنی شدگی LREE و LILEنسبت به HREE و HFSE از ویژگیهای سنگهای آذرین مورد مطالعه است. غنی شدگی Pb و تهی شدگی Y، Nb،Zr بیشتر با مذاب های به وجود آمده از پوسته زیرین سازگار است. کانی زایی آنتیموان در لخشک از نوع اپی ترمال است که عمدتاً به صورت رگه های کوارتز-استیبنیت در سنگهای فلیش گونه دیده می شود و همراه با دگرسانی های سیلیسی، آرژیلیک و فیلیک است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - بررسی زمین ساخت فعال گسلهای تلخاب و توزلوگل و نقش آنها در شکل گیری تالاب میقان، اراک
      لیلی ایزدی کیان معصومه مولایی
      تالاب میقان اراک در مرز زون دگرگونی سنندج سیرجان و زون ارومیه بزمان قرار دارد. دو گسل اصلی تلخاب و توزلوگل (تبرته) با حرکت امتداد لغز راست بر و امتداد شمال باختر- جنوب خاور در شکل گیری این حوضه نقش اصلی دارند. در این پژوهش شاخص های مورفوتکتونیکی جهت بررسی فعالیت های ز چکیده کامل
      تالاب میقان اراک در مرز زون دگرگونی سنندج سیرجان و زون ارومیه بزمان قرار دارد. دو گسل اصلی تلخاب و توزلوگل (تبرته) با حرکت امتداد لغز راست بر و امتداد شمال باختر- جنوب خاور در شکل گیری این حوضه نقش اصلی دارند. در این پژوهش شاخص های مورفوتکتونیکی جهت بررسی فعالیت های زمین ساختی این دو گسل مورد بررسی قرار گرفت. شاخص انتگرال ارتفاع سنجی، شاخص عدم تقارن حوضه زهکشی، شاخص شکل حوضه، شاخص گرادیان طولی رودخانه از جمله شاخص های اندازه گیری شده است. بررسی زمین ساخت فعال نسبی با استفاده از شاخص های فوق نشان می دهد که منطقه اراک از فعالیت نسبی متوسط تا زیاد برخودار است. به خصوص منطقه حدفاصل بین دو گسل تلخاب و توزلوگل فعالیت بیشتری نسبت به دیگر مناطق دارند. فروافتادگی کویر میقان در اثر فعالیت گسل های تلخاب و توزلوگل در زمان پلیستوسن بصورت ترافشارشی راست بر شکل گرفته است. ضلع جنوب باختری دریاچه منطبق بر گسل توزلوگل میباشد. به نظر می رسد با توجه به مطالعات ریخت سنجی منطقه فعالیت گسل تلخاب نسبت به گسل توزلوگل بیشتر است و در شکل گیری دریاچه میقان نقش مهمتری ایفا کرده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - متاپلیتهای گرمی¬چای، شمالغرب ایران: شیمی سنگ کل، زادگاه رسوبی و شرایط دگرگونی
      امیر محامد محسن  موءید منیر مجرد
      بمنظور بررسی زادگاه رسوبی و شرایط دگرگونی متاپلیتهای گرمی¬چای واقع در شمال شهرستان میانه (شمالغرب ایران) شیمی شنگ کل این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است. بررسیهای پتروفابریک حاکی از شکلگیری همزمان با تکتونیک پورفیروبلاستهای کردیریت (دگرگونی ناحیه¬ای) در این سنگهاست. هم چکیده کامل
      بمنظور بررسی زادگاه رسوبی و شرایط دگرگونی متاپلیتهای گرمی¬چای واقع در شمال شهرستان میانه (شمالغرب ایران) شیمی شنگ کل این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است. بررسیهای پتروفابریک حاکی از شکلگیری همزمان با تکتونیک پورفیروبلاستهای کردیریت (دگرگونی ناحیه¬ای) در این سنگهاست. همچنین ساختارهای برشی C' ویژگی بارز بافتی می¬باشد. دو فاز دگرگونی ناحیه¬ای (RMP1 و RMP2)، یک فاز دگرگونی مجاورتی (CM) و دو فاز دگرشکلی (D1 و D2) شناسایی شده¬اند. ژئوشیمی عناصر اصلی حاکی از سنگ مادر شیلی و گری¬وکی برای متاپلیتهاست. بر اساس عناصر اصلی، واسطه و کمیاب (K2O، TiO2، Zr، Ni و Ti) سنگ آذرین مولد این رسوبات دارای سرشت آندزیتی و داسیتی/ریوداسیتی بوده است. درجه دگرسانی شیمیایی (CIA و CIW) سنگ آذرین اولیه متوسط بوده است. همچنین برمبنای اکسید عناصر اصلی محیط تکتونیکی تشکیل رسوب حاشیه فعال قاره¬ای شناسایی شده است. متاپلیتهای گرمی¬چای در مقایسه با PAAS و UCC غنی از Cs، La و Ce، تهی از Sr، Nb و Ta می¬باشند. نمونه¬های معرف در نمودارهای سازگاری در داخل مثلثهای پاراژنتیک قرار می¬گیرند که حاکی از تعادلی بودن آنهاست. بر اساس مقاطع ترکیبی استاندارد برای متاپلیتها بازه دمایی و فشاری تشکیل درجه بالاترین پاراژنز بترتیب 535 تا 635 درجه سانتی¬گراد و 1-3 کیلوبار بوده است. جزييات مقاله

    محورهای موضوعی

  • پست الکترونیک
    zaminshenasiiran@yahoo.com
    آدرس
    تهران - اوین - دانشگاه شهیدبهشتی - پژوهشکده علوم پایه کاربردی
    تلفن
    021-22431933-4-29903037

    جستجو

    نمایه شده در

    آمار مقالات

    تعداد دوره‌ها 10
    تعداد شماره ها 56
    مقالات چاپ شده 277
    تعداد نویسندگان 1214
    تعداد مشاهده مقاله 163057
    تعداد دانلود مقاله 5163
    تعداد مقالات ارسال شده 515
    تعداد مقالات رد شده 0
    تعداد مقالات پذیرفته شده 244
    زمان پذیرش(روز) 0
    تعداد داوران 0