• فهرست مقالات


      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - تحليل ساختاري ناوديس بالاآمده سبزكوه در زاگرس مرتفع
        یاسر نریمانی اصغر ضرابی الهام اسدی مهماندوستی
        كمربند زاگرس مرتفع بخش شمال خاوري كمربند چين خورده-رانده زاگرس است و عمدتا ازگسلهای راندگي¬ باراستاي شمال باختر-جنوب خاور تشکیل شده است.در ناحيه سبزكوه گسترش گسل¬های راندگي¬به صورت پيش¬راندگي¬ها و پس¬راندگي¬هابا توسعه پهنه¬هاي سه¬گوش منفی و مثبتهمراه شده و موجب بالاآمدگ چکیده کامل
        كمربند زاگرس مرتفع بخش شمال خاوري كمربند چين خورده-رانده زاگرس است و عمدتا ازگسلهای راندگي¬ باراستاي شمال باختر-جنوب خاور تشکیل شده است.در ناحيه سبزكوه گسترش گسل¬های راندگي¬به صورت پيش¬راندگي¬ها و پس¬راندگي¬هابا توسعه پهنه¬هاي سه¬گوش منفی و مثبتهمراه شده و موجب بالاآمدگی ناوديس سبزكوه در فراديواره گسل¬های دوپلان و آوردگان-سولقان و فروافتادگي چغاخور در فروديواره گسل-های اصلي زاگرس و آوردگان-سولقان گردیده است. افقی بودن سازند¬های ایلام-سروک در فروديواره گسل-های اصلي زاگرس و آوردگان-سولقان شاهدی بر توسعه چنین ساختارهایی است. بالا آمدگی ناودیس سبزکوه با توسعه راندگی¬های همراه با چین به صورت راندگی گوه¬ای پهلویی همراه بوده است. توسعه چنین ساختارهایی مبین منشا گرفتن گسل¬های یادشده از افق¬هایجدایشی پالئوزوئیکسازند هرمز است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - ارزیابی خطر زمین¬لرزه و تحلیل ریسک زلزله در شهر خوی با استفاده از روش¬های قطعی و احتمالی
        نسیم رحمانی علیرضا  عباسفام
        احداث شهرهای جدید یا توسعه شهرهای قدیمی در هر منطقه نیازمند مطالعات زمین¬شناسی و لرزه¬خیزی می¬باشد. شهرستان خوی نیز یکی از شهرستان¬های در حال توسعه است که انجام این مطالعات برای آن ضروری به¬نظر می¬رسد. به همین دلیل، در این پژوهش لرزه¬خیزی و ریسک زلزله در این شهر به روش¬ چکیده کامل
        احداث شهرهای جدید یا توسعه شهرهای قدیمی در هر منطقه نیازمند مطالعات زمین¬شناسی و لرزه¬خیزی می¬باشد. شهرستان خوی نیز یکی از شهرستان¬های در حال توسعه است که انجام این مطالعات برای آن ضروری به¬نظر می¬رسد. به همین دلیل، در این پژوهش لرزه¬خیزی و ریسک زلزله در این شهر به روش¬های قطعی و احتمالی تعیین گردیده و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده¬اند. برای این منظور، ابتدا چشمه¬های لرزه¬زا و گسل¬های موجود در درون شهر و مناطق پیرامون آن به شعاع حدود 100 کیلومتر مورد شناسایی و مطالعه قرار گرفته¬اند و مشخصات آن¬ها نظیر طول، جهت¬یابی و فاصله آن¬ها تا مرکز شهر تعیین گردیده است. سپس بزرگترین زلزله قابل انتظار و شتاب بیشینه حرکت زمین به علت فعالیت این گسل¬ها با استفاده از دو روش قطعی و احتمالی محاسبه شده است.در این شهرستاناحتمال وقوع زمین لرزه¬هایی با بزرگای حدود 5/6 ریشتر و بزرگتر در مقیاس امواج درونی زمین وجود دارد که در این صورت شتاب بیشینه حرکت زمین در این شهر به علت فعالیت احتمالی این گسل¬ها ممکن است حداکثر به g31/0 نیز برسد. همچنین خطر وقوع زمین لرزه¬های با بزرگای بیشتر از 1/6 ریشتر، با احتمال 64 درصد وجود دارد. در این صورت دوره بازگشت آن¬ها 110 سال است و احتمال وقوع سالیانه این زمین لرزه¬ها در حدود 009/0 می¬باشد. احتمال وقوع زمین لرزه¬های با بزرگای بیشتر از 1/7 ریشتر، 10 درصد و برای زمین-لرزه¬های بزرگتر از 3/6 ریشتر، 50 درصد ارزیابی شده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - تعیین وضعیت تنش و تغییرات رژیم تکتونیکی در ساختارهای شکننده ارتفاعات چاه یوسف (شرق گناباد)
        فرهاد  زارعی فرزین  قائمی فرخ  قائمی
        ارتفاعات چاه یوسف در خاور شهرستان گناباد بر اساس عناصر زمین‌ساختی مانند گسل‌ها و شکستگی‌ها شناسایی شد و سازوکار هر یک و ارتباط آن‌ها با رژیم زمین‌ساختی ایجادکننده موردبررسی قرار گرفت و نقشه شکستگی‌های منطقه بر اساس داده‌های حاصل از پردازش تصاویر ماهواره‌ای و برداشت‌های چکیده کامل
        ارتفاعات چاه یوسف در خاور شهرستان گناباد بر اساس عناصر زمین‌ساختی مانند گسل‌ها و شکستگی‌ها شناسایی شد و سازوکار هر یک و ارتباط آن‌ها با رژیم زمین‌ساختی ایجادکننده موردبررسی قرار گرفت و نقشه شکستگی‌های منطقه بر اساس داده‌های حاصل از پردازش تصاویر ماهواره‌ای و برداشت‌های صحرایی به تصویر درآمد. گسل‌های مهم منطقه با استفاده از مشخصه‌های صفحه گسلی مانند خش‌لغز ها، رگه‌های کششی و پله‌های تجمعی کانی‌ها شناسایی و به کمک آن‌ها سازوکار گسل‌ها مشخص گردید. درمجموع گسل‌های منطقه در سه راستای اصلی جهت‌یابی شدند: 1) گسلش معکوس در راستای N90-120°، 2) گسل‌های راستالغز راست‌گرد با راستای N140-160° و 3) گسل‌های نرمال در راستای N0-15° هستند. بر مبنای داده‌های به‌دست‌آمده و با استفاده از برنامه رایانه‌ای به روش برگشتی، جهت‌گیری محورهای اصلی تنش (σ1،σ2وσ3) و نرخ اختلاف تنش‌های اصلی R در گستره موردمطالعه تحلیل شد. نتایج حاصل، دو رژیم زمین‌ساختی متفاوت را در شکل‌گیری ساختارهای منطقه مشخص می‌کند: 1) رژیم زمین‌ساختی فشارشی؛ راستای اعمال تنش بیشینه NNE-SSW که چین‌ها و گسل‌های معکوس را ایجاد کرده است و 2) رژیم زمین‌ساختی برشی؛ راستای اعمال تنش فشاری NE-SW و تنش کششی در راستای NW-SEکه گسل‌های راستالغز، نرمال، رگه‌ها و درزهای کششی را به وجود آورده است. بر این اساس جهت تنش بیشینه وارد بر منطقه NNE-SSW است که ناشی از برخورد مورب اواخر سنوزوئیک صفحات عربستان- اوراسیا است.   جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - زمین شیمی و خاستگاه طلای کوهزایی منطقه قلقله کردستان، با استفاده از مطالعات میانبارهای سیال و ایزوتوپ‌های پایدار
        بتول  تقی پور محمد علی  مکی زاده فرهاد  احمدنژاد
        رخداد طلای قلقله، در بخش شمال غربی کمربند دگرگونی سنندج- سیرجان و در 50 کیلومتری جنوب غربی سقز واقع شده است. مجموعه واحدهای سنگی رخنمون یافته در منطقه شامل آتشفشانی¬های دگرگون شده اسیدی، کلریت- سریسیت شیست، سنگ آهک‌های دگرگون شده و توده¬های نفوذی به سن مزوزوئیک می¬باشد چکیده کامل
        رخداد طلای قلقله، در بخش شمال غربی کمربند دگرگونی سنندج- سیرجان و در 50 کیلومتری جنوب غربی سقز واقع شده است. مجموعه واحدهای سنگی رخنمون یافته در منطقه شامل آتشفشانی¬های دگرگون شده اسیدی، کلریت- سریسیت شیست، سنگ آهک‌های دگرگون شده و توده¬های نفوذی به سن مزوزوئیک می¬باشد که بخش غالب زمین‌شناسی منطقه را تشکیل می‌دهند. این مجموعه تحت تاثیر فازهای دگرگونی حاکم بر زون زمین¬ساختی سنندج - سیرجان دگرریخت شده و در طی آن کانه¬¬زایی طلا شکل گرفته است. بررسی‌های زمین شیمیایی نشان داده است که کانه¬زایی طلا در رگه‌های کوارتز- سولفید رخ داده است. به¬منظور تعیین خاستگاه طلا در منطقه قلقله، مطالعات ریزدماسنجی و ایزوتوپ‌های پایدار بر روی رگه‌های کوارتزی همراه با کانه¬زایی و رگه‌های کوارتزی فاقد کانه¬زایی صورت گرفته است. بر اساس نوع و درصد فازهای موجود در میانبارهای سیال و رفتار ریزدماسنجی آن‌ها، سه نوع میانبار سیال در ذخیره معدنی قلقله تشخیص داده شده است: نوع اول (I) میانبارهای تک فازه آبگین؛ نوع دوم (II) میانبارهای دو فازه آبگین (L+V)، که از نظر دمای همگن شدن در دو گروه جای می گیرند: گروه اول با دمای همگن شدن 205 تا 255 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری شوری معادل 5 تا 13 درصد وزنی نمک طعام و گروه دوم با دمای همگن شدن 335 تا 385 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری معادل 15 تا 19 درصد وزنی نمک طعام؛ نوع سوم (III) میانبارهای سه فازه کربنی- آبگینبا دمای همگن شدن 345 تا 385 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری معادل 9 تا 13 درصد وزنی نمک طعام. همچنین چگالی سیال کانه¬دار، فشار و عمق کانه¬زایی به ترتیب برابر 79/0 تا 96/0 گرم بر سانتیمتر مکعب، 2 کیلوبار و 7 کیلومتر می‌باشد که نشان دهنده محیط تشکیل میان پوسته‌ای برای ذخیره معدنی قلقله می‌باشد. مقادیر O18 و D مربوط به سیالات کانسنگ¬ساز (رگه‌های کوارتز- سولفید) به ترتیب محدوده¬ای از %2/7 تا%8 و %27/35-تا %23/40- را نشان می¬دهند. با توجه به جایگاه زمین‌شناختی ذخایر معدنی قلقله، نسبت‌های موجود، بیانگر یک سیال دگرگونی می‌باشد که با آب‌های جوی آمیختگی پیدا نموده است. تغییر شرایط از فشارشی به کششی همراه با گرادیان زمین گرمایی که بطور پوسته¬ای در حال افزایش بوده، باعث تحرک دوباره مقادیر قابل توجهی سیالات دگرگونی شده است که آمیختگی سیالات بالا¬رو ناشی از فعالیت کوهزایی و سیالات پایین¬رو جوی سبب نهشت طلا توسط کانی‌های سولفیدی شده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - کاربرد زمین فشارسنج بیوتیت-آمفیبول به عنوان نشانگر پتانسیل اکتشافی ذخایر مس-آهن در اسکارن پناه¬کوه، غرب یزد
        اعظم  زاهدی محمد  بومری
        نفوذ استوک گرانودیوریتی-کوارتز¬دیوریت به درون سازند آهکی- دولومیتی جمال منجر به شکل¬گیری اسکارن در منطقه پناه¬کوه گردیده است. اسکارن¬ها در همبری مستقیم توده¬های نفوذی در سنگ¬های کربناتی تشکیل شده¬اند. سنگ¬های گرانیتی پناه¬کوه اساسا متاآلومینوس و کالکوآلکالن بوده و ویژگی چکیده کامل
        نفوذ استوک گرانودیوریتی-کوارتز¬دیوریت به درون سازند آهکی- دولومیتی جمال منجر به شکل¬گیری اسکارن در منطقه پناه¬کوه گردیده است. اسکارن¬ها در همبری مستقیم توده¬های نفوذی در سنگ¬های کربناتی تشکیل شده¬اند. سنگ¬های گرانیتی پناه¬کوه اساسا متاآلومینوس و کالکوآلکالن بوده و ویژگی¬های گرانیتوئید نوع I را نشان می¬دهند. درشت بلورهای بیوتیت و آمفیبول فراوان¬ترین کانی آبدار در گرانیت پناه¬کوه هستند. تجزیه شیمیایی بیوتیت و آمفیبول در سنگ¬های گرانیتی پناه¬کوه نشان داد که مقدار آلومینیم کل در آن¬ها می¬تواند به عنوان یک نشانگر مفید برای تمایز بین سنگ¬های گرانیتی کانه¬زا و غیر کانه¬زا به کار رود. تطابق مثبت بین مقدار آلومینیم کل و فشار تشکیل سنگ¬های گرانیتی با استفاده از زمین¬فشارسنج¬های بیوتیت و هورنبلند مشاهده می¬شود. این واقعیت نشان می¬دهد که مقدار آلومینیم کل بیوتیت و هورنبلند برای تخمین فشار سنگ¬شدگی سنگ¬های گرانیتی می¬تواند مفید واقع گردد. بر اساس زمین فشارسنج¬های بیوتیت و آمفیبول به دست آمده می¬توان تخمین زد که کانسار اسکارنی آهن-مس پناه¬کوه در فشار 1 تا 2 کیلوبار مشابه دیگر کانسارهای آهن- مس یاکوگی، کامایشی و تانازاوا در ژاپن شکل گرفته است؛ بنابراین زمین فشارسنج¬های بیوتیت و آمفیبول در سنگ¬های گرانیتی می¬تواند به عنوان یک ردیاب مفید در اکتشاف ذخایر اسکارنی وابسته به سنگ¬های گرانیتی مورد استفاده قرار گیرد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - تعيين گروه¬های سنگی سازند آسماری با استفاده از مفهوم واحد¬های جریانی هيدروليکی با تاکيد بر بخش ماسه¬سنگی اهواز در میدان منصوری
        مسلم  خداویسی ، مجتبی  کاویانپور سنگنوء اعظم  نامداریان سید رضا  موسوی حرمی اسدا...  محبوبی علی  کدخدایی داود فریدونی
        سازند آسماری (الیگوسن – میوسن) مهمترین سنگ مخزن حوضه زاگرس محسوب می¬شود. این سازند در میدان منصوری شامل مخلوطی از نهشته¬های سیلیسی و کربناته است که نهشته¬های سیلیسی-آواری آن با نام بخش ماسه-سنگی اهواز شناخته شده است. تعیین گروه سنگی مخزنی فرایندی است که در طی آن رخساره¬ چکیده کامل
        سازند آسماری (الیگوسن – میوسن) مهمترین سنگ مخزن حوضه زاگرس محسوب می¬شود. این سازند در میدان منصوری شامل مخلوطی از نهشته¬های سیلیسی و کربناته است که نهشته¬های سیلیسی-آواری آن با نام بخش ماسه-سنگی اهواز شناخته شده است. تعیین گروه سنگی مخزنی فرایندی است که در طی آن رخساره¬های زمین¬شناسی با رفتار دینامیک¬ خود مشخص می¬شوند. هر واحد جریانی با نشانگر زون جریانی مرتبط است، بنابراین زون¬بندی یک مخزن با استفاده از نشانگرهای زون جریانی (FZI) و شناسایی واحد¬های جریانی می¬تواند برای ارزیابی کیفیت مخزنی بر اساس روابط تخلخل-تراوایی استفاده شود. برای بررسی کیفیت مخزنی و مشخص¬کردن توزیع فضایی شاخص¬های پتروفیزیکی در ماسه¬سنگ¬های سازند آسماری، از ارتباط تخلخل و تراوایی و هم¬چنین ارتباط آن¬ها با گروه¬¬های سنگی استفاده شد و در نهایت واحدهای جریانی و گروه¬های سنگی شناسایی شدند. در این مطالعه بخش ماسه¬سنگی سازند آسماری به 4 واحد جریانی A، B، Cو D تقسیم شده است. از بین واحد¬های جریانی شناسایی شده، واحد جریانی¬ C به عنوان بهترین واحد جریانی از نظر کیفیت مخزنی شناخته شد و واحد جریانی D نیز دارای کیفیت مخزنی خوبی می¬باشد. با مقایسه واحد¬های جریانی شناسایی شده و لاگ¬های تخلخل (نوترون، چگالی و صوتی) مشاهده گردید که از توالی¬¬های ماسه¬سنگی مخزن آسماری که تحت¬تاثیر فرایند¬های دیاژنزی مانند شکستگی، انحلال، سیمانی شدن دولومیتی و مهاجرت هیدروکربور¬ها قبل از سیمانی شدن قرار گرفته¬اند، واحد¬های جریانی C و D گسترش بیشتری دارند و در نتیجه لاگ¬های تخلخل نیز کیفیت مخزنی خوبی در این قسمت از توالی آسماری نشان می-دهند. بنابراین می¬توان با استفاده از واحد¬های جریانی هیدرولیکی به تعیین گروه¬های سنگی در چاه¬هایی که دارای مغزه هستند، پرداخت و نتایج را به چاه¬های فاقد مغزه تعمیم داد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - ماگماتيسم قوسي در بخش مياني نوار سنندج-سيرجان (غرب ايران) و روابط ژئوشيميايي حاکم بر گرانيتوئيدهاي اين منطقه
        گرانيتوئيدهاياليگودرز، دهنو، بروجرد و الوند در بخش مياني نوار سنندج-سيرجان و درون سنگ¬هاي دگرگوني ناحيه¬اي نفوذ كرده¬اند. گرانيت، گرانوديوريت و توناليت مهمترين واحدهاي سنگي اين مناطق را تشکيل مي¬دهند. مقايسه تركيب شيميايي گرانيتوئيدهاي اليگودرز با ساير گرانيتوئيدهاي منا چکیده کامل
        گرانيتوئيدهاياليگودرز، دهنو، بروجرد و الوند در بخش مياني نوار سنندج-سيرجان و درون سنگ¬هاي دگرگوني ناحيه¬اي نفوذ كرده¬اند. گرانيت، گرانوديوريت و توناليت مهمترين واحدهاي سنگي اين مناطق را تشکيل مي¬دهند. مقايسه تركيب شيميايي گرانيتوئيدهاي اليگودرز با ساير گرانيتوئيدهاي مناطق فوق دلالت بر منشاء مشترک و تحولات پتروژنتيکي مشابهي دارد که تمامي آنها را تحت تاثير قرار داده است. تمامي آن¬ها روندهاي يکساني را در نمودارهاي هارکر نشان داده و داراي نمودارهاي عادي¬سازي شده کندريتي مشابهي هستند. تبلور¬بخشي بيوتيت، آمفيبول، فلدسپات و اكسيدهاي آهن-تيتانيم نقش مهمي در تحولات ماگمايي و ايجاد ماگماهاي با تركيب مختلف داشته¬ است. توناليت¬ها که مقادير فراواني آمفيبول دارند، ويژگي¬هايي مشابه با سنگ¬هاي کومولايي داشته و رفتار نسبتا متفاوتي را در مقايسه با ساير سنگ¬ها از خود نشان مي¬دهند. تمامي اين گرانيتوئيدها شبيه به گرانيت¬هاي نوع I هستند كه در محيط قوس قاره¬اي تشكيل مي¬شوند. تمامي آن¬ها در بازه زماني کوتاهي در ژوراسيک مياني متبلور شده¬اند و حاصل فعاليت¬هاي شديد ماگمايي هستند که هم¬زمان با فرورانش اقيانوس نئوتتيس به زير بلوک ايران رخ داده است. گرانيت الوند در مقايسه با ساير گرانيتوئيدها از K2O, Rb, Cr, Cs و Thغني و از Caتهي شده است. اين ويژگي¬ها گوياي نقشي است كه سنگ¬هاي رسوبيدر پتروژنز گرانيت الوند داشته¬اند و باعث شباهت نسبی آن¬ها با گرانیت نوع S نیز شده¬اند. فراواني عناصر كمياب خاكي در گرانيتوئيدهاي بخش مياني نوار سنندج-سيرجان و مقايسه آن با گرانيتوئيدهاي آند گوياي تشكيل ماگما در اعماق كم پوسته (30km~) است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - جلبك هاي آهكي سازند شاه¬كوه (كرتاسه پيشين) در جنوب غرب خور (ايران مركزي)
        حميد  ميرمحمد صادقي محمدحسین  آدابی مهسا  نوری
        توالي كاملي از نهشته¬هاي سازند شاه¬كوه به سن كرتاسه پيشين در جنوب غرب خور واقع در ايران مركزي برونزد دارد. به¬منظور مطالعه و توصيف جلبك‌هاي آهكي اين سازند، يك برش چينه¬شناسي در كوه تنگل بالا واقع در 80 كيلومتري جنوب غرب شهرستان خور انتخاب، نمونه¬برداري و مطالعه گرديد. چکیده کامل
        توالي كاملي از نهشته¬هاي سازند شاه¬كوه به سن كرتاسه پيشين در جنوب غرب خور واقع در ايران مركزي برونزد دارد. به¬منظور مطالعه و توصيف جلبك‌هاي آهكي اين سازند، يك برش چينه¬شناسي در كوه تنگل بالا واقع در 80 كيلومتري جنوب غرب شهرستان خور انتخاب، نمونه¬برداري و مطالعه گرديد. مجموعه جلبك‌هاي آهكي، گونه¬هاي Delloffrella quercifoliipora از خانواده Triploporellaceae،Montiella elitzae ،Neomeris cretacea ، Salpingoporella sp. و Terquemella sp. از خانواده Dasycladacea و گونه Permocalculus cf. minutus از خانواده Gymnocodiacea را شامل مي¬شود. از خانواده Udoteaceae جنس¬هايي همچون Arabicodium و Boueina و از خانواده Solenoporaceae گونه Marinella Lugeoni در اين مجموعه فسيلي مطالعه شده‌اند. در اين پژوهش همچنين، يك گونه از جلبك با منشاء نامشخص به همراه قطعات اسكلتي از مرجان¬هاي Octocoral بررسي شده است. در ميكروفاسيس¬هاي مطالعه شده، جلبك¬هاي آهكي در محيط‌هاي سدي و لاگون مشاهده گرديدند. اجتماع جلبك¬هاي آهكي در كنار فرامينيفرهاي كف‌زي در توالي نهشته¬هاي سازند شاه¬كوه در برش مورد مطالعه مؤيد سن بارمين پسين- آپسين پيشين مي¬باشد. جزييات مقاله