• فهرست مقالات


      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - بیلان هیدروژئولوژیکی تالاب برم¬شور در شهرستان هفتکل، استان خوزستان
        فرزاد  اکبری رحیم باقری آرش ندری
        تالاب¬ها مهم¬ترين و درعین‌حال آسيب¬پذيرترين منابع زيست¬محيطي جهان محسوب مي¬شوند. اين اكوسيستم¬های آبي از لحاظ ذخيره-سازي آب براي كشاورزي، تغذيه چشمه¬ها و آب¬هاي ¬زيرزميني و از دیدگاه اکولوژی از اهميت بالایی برخوردار مي¬باشند. بنابراین جهت حفظ و پایداری تالاب¬ها، مدیریت چکیده کامل
        تالاب¬ها مهم¬ترين و درعین‌حال آسيب¬پذيرترين منابع زيست¬محيطي جهان محسوب مي¬شوند. اين اكوسيستم¬های آبي از لحاظ ذخيره-سازي آب براي كشاورزي، تغذيه چشمه¬ها و آب¬هاي ¬زيرزميني و از دیدگاه اکولوژی از اهميت بالایی برخوردار مي¬باشند. بنابراین جهت حفظ و پایداری تالاب¬ها، مدیریت صحیح و اصولی آنها اهمیت داشته و نیاز به مطالعات مختلف هیدروژئولوژی و هیدرولوژی دارد. تالاب برم¬شور یکی از مهم¬ترین تالاب¬های استان خوزستان بوده که جهت مصارف مختلف شرب و کشاورزی استفاده می¬شود. این تالاب در بین سازند تبخیری گچساران قرار گرفته است. هیچ منبع تغذیه¬کننده دائمی سطحی در اطراف تالاب وجود ندارد و از طرفی دیگر با توجه به خشکسالی¬های اخیر و کمبود شدید منابع آب، این تالاب در طول سال دارای آب می¬باشد. تاکنون هیچ گونه مطالعه¬ای بر روی این تالاب انجام نشده است. جهت تعیین منشا و منبع اصلی تغذیه‌کننده این تالاب نیاز به محاسبه بیلان هیدروژئولوژیکی می¬باشد. در این راستا نقشه هم عمق آب تالاب، تغییرات تراز سطح آب تالاب در طول یک سال به طور ماهانه، حوضه آبگیر آن و پارامترهای مختلف ورودی و خروجی بیلان محاسبه گردید. حداکثر عمق این منبع ‌آبی مهم با توجه به اندازه¬گیری انجام شده در دوره آماری فصل خشک (شهریور) در حدود 3 متر بوده است. بررسی خصوصیات هیدرژئولوژیکی و بیلان آبی تالاب نشان داد که بیلان آبی تالاب برم¬شور مثبت می¬باشد به‌طوری‌که سالانه 10912متر مکعب آب وارد تالاب می¬شود که نشانگر وجود یک منبع تغذیه¬کننده زیرزمینی به تالاب است. بنابراین ضمن ارزیابی توسعه کارست منطقه و با توجه به مطالعات ایزوتوپی و ارتباط هیدرولیکی، تاقدیس آهکی آسماری محتمل¬ترین منشا تغذیه‌کننده تالاب برم¬شور در نظر گرفته شد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - ترکیب الگوریتم خوشه¬بندی Fuzzy c-means با شبکه عصبی پرسپترون چند لایه برای افزایش دقت تخمین غلظت عناصر ژئوشیمیایی، مثال موردی – محدوده شرقی کانسار مس پورفیری سوناجیل
        محرم  جهانگیری سیدرضا  قوامی ریابی بهزاد  تخم¬چی
        روش¬های شناسایی¬ الگو توانایی کشف روابط پنهان موجود در بین داده¬های اکتشافی را دارند و با بهره-گیری از این روش¬ها، الگوی پراکندگی ژئوشیمیایی حاکم بر عناصر در محدوده مورد مطالعه قابل شناسایی و تعمیم است. یکی از روش¬های شناسایی ¬الگو، شبکه عصبی چند لایه است که در تخمین غل چکیده کامل
        روش¬های شناسایی¬ الگو توانایی کشف روابط پنهان موجود در بین داده¬های اکتشافی را دارند و با بهره-گیری از این روش¬ها، الگوی پراکندگی ژئوشیمیایی حاکم بر عناصر در محدوده مورد مطالعه قابل شناسایی و تعمیم است. یکی از روش¬های شناسایی ¬الگو، شبکه عصبی چند لایه است که در تخمین غلظت عناصر ژئوشیمیایی در مطالعات معدنی استفاده می¬شود و دقت قابل قبولی ارائه می¬نماید. در این مطالعه، روش شبکه عصبی چند لایه به‌عنوان تخمینگر انتخاب شده و با 1755 نمونه سنگی آنالیز شده با روش ICP، طراحی تخمینگر انجام پذیرفته است. در تحلیل¬ها برای بالا بردن دقت تخمین شبکه عصبی از الگوریتم خوشه¬بندی FCM استفاده شده است. پس از شناسایی تعداد خوشه بهینه موجود در داده¬های ژئوشیمیایی، اقدام به خوشه¬بندی شده و مجموعه داده برای طراحی تخمینگر¬ها از داده¬های خوشه¬بندی شده انتخاب شد. نتایج به‌دست‌آمده نشان داد که استفاده از داده¬های خوشه¬بندی شده، دقت تخمین را 13 درصد افزایش داده و میانگین دقت تخمینگرهای عناصر ژئوشیمیایی که در حالت استفاده از کل داده¬ها برابر 75 درصد بود به 88 درصد افزایش یافته است. عناصری با دقت¬های پایین در حالت استفاده از کل داده¬ها، در حالت استفاده از داده¬های خوشه¬بندی شده افزایش قابل ملاحظه¬ای از خود نشان داده و خطای تخمین (MSE) در حالت استفاده از داده¬های خوشه¬بندی به میزان قابل توجهی کاهش پیدا کرده است و میانگین خطا از مقدار 079/0 با کاهشی 3 برابری به 025/0 رسیده است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - بررسی شیمی کانی کلینوپیروکسن در بازالت¬های پشتاسر حوضه رسوبی مغان (شمال غرب ایران)
        عباسعلی  امرایی رضا  زارعی سهامیه محسن  موءید احمد  احمدی خلجی امیر مرتضی  عظیم‌زاده
        بازالت¬های پشتاسر در حوضه رسوبی مغان، زون ساختاری تالش و شمال غرب ایران با روند شرقی – غربی برونزد دارند. از نظر سنگ‌شناسی دارای ترم¬های مختلف سنگی از قبیل بازالت، بازالت آندزیتی، آندزیت بازالتی، آندزیت مگاپورفیر، لویسیت تفریت و برش¬های ولکانیکی هستند. کانی¬های اصلی ت چکیده کامل
        بازالت¬های پشتاسر در حوضه رسوبی مغان، زون ساختاری تالش و شمال غرب ایران با روند شرقی – غربی برونزد دارند. از نظر سنگ‌شناسی دارای ترم¬های مختلف سنگی از قبیل بازالت، بازالت آندزیتی، آندزیت بازالتی، آندزیت مگاپورفیر، لویسیت تفریت و برش¬های ولکانیکی هستند. کانی¬های اصلی تشکیل‌دهنده بازالت¬ها پلاژیوکلاز، کلینوپیروکسن و الیوین¬های ایدنگزیته و در تفریت¬ها پلاژیوکلاز به‌صورت مگاکریست، کلینوپیروکسن و لویسیت می¬باشند. ریز پردازش الکترونی انجام شده روی کلینوپیروکسن بازالت¬ها نشانگر ترکیب دیوپسیدی آنها است. کلینوپیروکسن بازالت¬های پشتا¬سر دارای ماهیت آذرین و از نظر تکتونوماگمایی متعلق به سری ماگمایی آلکالن و قاره¬ای می¬باشند. بررسی¬های دما فشار سنجی نشان دهنده تبلور کلینوپیروکسن¬ها در گستره دمایی 800 تا 1200 درجه سانتیگراد و فشار تشکیل کمتر از 5 کیلو بار است. ماگمای سازنده این سنگ¬ها فاقد آب در ترکیب خود بوده است. میزان تیتانیوم در کلینوپیروکسن¬ها پایین بوده که معلول حضور کانی¬های تیتانومگنتیت (اوپک) در سنگ است. میزان آهن فریک در کلینوپیروکسن¬ها نشان¬دهنده گریزندگی بالای اکسیژن ماگما است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - بازسازی میدان تنش محلی امروزی مؤثر بر گسل شمال تبریز و مناطق پیرامون آن براساس سازوکاز کانونی زلزله¬ها با استفاده از روش وارون
        احد  نوری مخوری بهنام  رحیمی
        در این مطالعه، میدان تنش زمین¬ساختی امروزی مؤثر بر گسل شمال تبریز و نواحی پیرامون آن با استفاده از 37 سازوکار کانونی زلزله¬های جمع آوری شده از منابع مختلف، بازسازی شده است. برای تعیین ماهیت سازوکار کانونی زلزله¬ها و دامنه تغییرات ماهیت آن¬ها در رژیم¬های مختلف زمین¬ساختی چکیده کامل
        در این مطالعه، میدان تنش زمین¬ساختی امروزی مؤثر بر گسل شمال تبریز و نواحی پیرامون آن با استفاده از 37 سازوکار کانونی زلزله¬های جمع آوری شده از منابع مختلف، بازسازی شده است. برای تعیین ماهیت سازوکار کانونی زلزله¬ها و دامنه تغییرات ماهیت آن¬ها در رژیم¬های مختلف زمین¬ساختی از نمودارهای مثلثی استفاده شده است. ماهیت سازوکار این داده¬ها از رژیم امتدادلغزی تا راندگی تغییر می¬کند. برای به دست آوردن تنسورهای تنش تقلیل یافته¬ای که بیشترین تعداد داده¬ها در آن شرکت کنند و میدان¬های بازسازی شده، پوشش کاملی نسبت به تنش¬های مؤثر بر منطقه داشته باشد، فرایند جدایش تنش¬ها برروی داده¬ها برای جداسازی رژیم¬های زمین¬ساختی متفاوت از سیستم چند مرحله¬ای اعمال شد. نتایج تحلیل وارون و جدایش داخلی داده¬ها، نشان می¬دهد در این منطقه سه سامانه تنش عمل می¬کنند. به‌طور جالب توجهی هر سه سامانه تنش دارای جهت فشارش افقی در جهت شمال غرب-جنوب شرق تا شمال شمال غرب-جنوب جنوب شرق هستند. جهت بیشینه فشارش در هر کدام از رژیم¬های تنش اول، دوم و سوم به ترتیب 329/09، 310/28 و 138/03 می¬باشد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - دولومیت¬ها و برش¬ها¬ در معدن فلوئوریت کمرپشت، سازند الیکا، البرز مرکزی
        مهشید  مهدوی بهنام  شفیعی آرش  امینی میثم  رسولی
        کانی¬سازی فلوئوریت در معدن کمرپشت، شرق البرز مرکزی، عمدتاً در سنگ¬های آهک دولومیتی¬ سازند کربناته الیکا رخ داده است. هدف از این پژوهش شناسایی انواع دولومیت¬ها و برش¬ها بر پایه مطالعات میکروسکوپی (نور عبوری و نور کاتدولومینسانس) و ساخت و بافت کانسنگ برای دست¬یابی به ال چکیده کامل
        کانی¬سازی فلوئوریت در معدن کمرپشت، شرق البرز مرکزی، عمدتاً در سنگ¬های آهک دولومیتی¬ سازند کربناته الیکا رخ داده است. هدف از این پژوهش شناسایی انواع دولومیت¬ها و برش¬ها بر پایه مطالعات میکروسکوپی (نور عبوری و نور کاتدولومینسانس) و ساخت و بافت کانسنگ برای دست¬یابی به الگوهای احتمالی تشکیل آ¬ن¬ها با هدف کاربرد در ژنز این کانسار بوده است. به‌کارگیری روش¬های مذکور و ارتباط زمانی و مکانی دولومیت¬ها با فلوئوریت منجر به شناسایی دو گروه عمده (1) دولومیکرایت¬های فاقد لومینسانس قبل از کانی¬سازی موجود در زمینه¬ سنگ آهک دولومیتی میزبان و (2) دولومیکرواسپارایت-دولواسپارایت¬¬های با لومینسانس قرمز تا نارنجی-زرد همراه و همزاد با کانی¬سازی در معدن فلوئوریت کمرپشت گردید. دولومیکرایت¬های قبل از کانی¬سازی با منشاء دیاژنتیک از نوع تدفینی کم ژرفا تا ژرف معرفی شدند، در حالی که دولومیکرواسپارایت¬ها و دولواسپارایت¬های همراه و همزاد با کانی¬سازی، محصول تبلور مجدد دولومیکرایت‌های اولیه سنگ¬میزبان و یا نهشته شدن از محلول¬های گرمابی (شوراب¬های حوضه¬ای) مسبب دگرسانی دولومیتی تفسیر شدند. برش¬های انحلالی-ریزشی و گسلی در مقایسه با برش¬های دیاژنتیک سیمای غالب کانی¬سازی در معدن کمرپشت بودند که به عنوان شواهدی بر منشأ دیرزاد کانی¬سازی فلوئوریت در زون¬های پُرعیار معدن کمرپشت قلمداد شدند و احتمالاً حاصل عملکرد فرآیندهای بعد از دیاژنز (تکتونیک و شوراب¬های حوضه¬ای) بر سنگ¬های آهکی دولومیتی و واحدهای سنگی پوشاننده آنها (سنگ¬های تخریبی گروه شمشک) می¬باشد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - مطالعه عوامل موثر بر کانه¬زایی معدن مس- طلای پورفیری- اپی¬ترمال سوناجیل، با استفاده از مطالعات سنجش ازدور، کانی¬شناسی و زمین¬شیمی
        محمد معانی جو طیبه  رمضانی سعید  علیپور
        به¬منظور شناسایی عوامل موثر بر کانی¬سازی معدن مس- طلای پورفیری- اپی¬ترمال سوناجیل به بررسی سنجش از دور، کانی¬شناسی و زمین¬شیمی پرداخته شد. بعد از حذف پوشش گیاهی توسط روش شاخص بهنجار¬شده پوشش گیاهی و اثرات بازتابش خورشیدی، خطای دستگاهی و اثرات توپوگرافی و آلبدو توسط روش چکیده کامل
        به¬منظور شناسایی عوامل موثر بر کانی¬سازی معدن مس- طلای پورفیری- اپی¬ترمال سوناجیل به بررسی سنجش از دور، کانی¬شناسی و زمین¬شیمی پرداخته شد. بعد از حذف پوشش گیاهی توسط روش شاخص بهنجار¬شده پوشش گیاهی و اثرات بازتابش خورشیدی، خطای دستگاهی و اثرات توپوگرافی و آلبدو توسط روش لاگ بازماندی (LR)، روش¬های نسبت باندی (BR)، ترکیب کاذب رنگی (FCC)، تحلیل مولفه اصلی (PCA) و فیلترینگ تطبیق¬یافته تنظیم اختلاط (MTMF) برای شناسایی زون¬های دگرسانی اصلی منطقه مورد مطالعه به¬کار رفت و دگرسانی¬های فیلیک، آرژیلیک پیشرفته و پروپلیتیک آشکار شدند. دگرسانی¬های مذکور توسط مطالعات کانی¬شناسی تایید شدند. همچنین بررسی زمین¬شیمی نمونه کل توده پورفیری سوناجیل ترکیب میکرودیوریتی و شوشونیتی و پس از کوهزایی بودن معدن سوناجیل را مشخص کرد. در پایان، اختلاف تراکم گسلش، ترکیب ماگمای منشا و عمق کانه¬زایی از عوامل موثر بر کانه¬زایی معدن سوناجیل ذکر شد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - برآورد ویژگی‌های فیزیکوشیمیایي و محیط تکتونیکی تشکیل توده‌های بازیک جنوب شهرستان گرمی (استان اردبيل) بر اساس شيمي بلورهای آمفیبول و پلاژیوکلاز
        محمد  مبشر گرمی غلامرضا  احمدزاده الهام اقازاده
        توده‌های نفوذي بازیک جنوب شهرستان گرمی به سن ائوسن بالايي-الیگوسن به‌صورت استوك در میان گدازه‌های بازالتی ائوسن رخنمون دارند. توده‌های نفوذی گابرویی مورد مطالعه دارای بافت گرانولار و حاوی کانی‌های پلاژيوكلاز، پيروكسن و در مقادیر کمتر الیوین، آمفیبول قهوه‌ای، بيوتيت و به چکیده کامل
        توده‌های نفوذي بازیک جنوب شهرستان گرمی به سن ائوسن بالايي-الیگوسن به‌صورت استوك در میان گدازه‌های بازالتی ائوسن رخنمون دارند. توده‌های نفوذی گابرویی مورد مطالعه دارای بافت گرانولار و حاوی کانی‌های پلاژيوكلاز، پيروكسن و در مقادیر کمتر الیوین، آمفیبول قهوه‌ای، بيوتيت و به‌ندرت آلکالی فلدسپار می‌باشند. پیروکسن‌ها از نوع اوژیت هستند، پلاژیوکلازها ترکیب لابرادوریت و آمفیبول‌ها ترکیب پارگازیتی دارند. آمفیبول‌های مورد مطالعه با مقادیر Na+K)A ) ≤ 5/0 از 57/0 تا 99/0 و AlIV با مقادیر 61/1 تا 97/1 اتم در ساختار کانی‌ها نشانگر تشکیل آن‌ها از یک ماگمای ساب آلکالن می‌باشد. بر اساس نتایج دما- فشارسنجی، آمفیبول‌ها در دمای بین 750 تا 885 درجه سانتی‌گراد و ميانگين فشار 96/5 تا 36/8 کیلو بار، معادل عمق 5/18 تا 9/25 کیلومتر تشکیل شده‌اند. همچنین دماسنجی به روش زوج کانی آمفیبول‌ و پلاژیوکلازهای همزیست نشانگر دمای 758 تا 865 می‌باشد. ترکیب شیمیایی بلورهای آمفيبول با نسبت Fe2+/(Fe2++Mg) از 11/0 تا 32/0، Fe+ 3 با مقادیر 00/0 تا 17/1 اتم در فرمول ساختاری گویای فوگاسيته بالای اکسیژن از 34/6- تا 83/5- و میزان آب 09/3 تا 16/4 درصد در نمونه‌های مورد مطالعه است. شیمی بلورهای آمفیبول‌ نشانگر تشکیل از ماگمای ساب آلکالن مرتبط با جایگاه ژئودینامیکی وابسته به محیط فرورانش است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - قطعه‌بندی پهنه¬ی گسله شتری با استفاده از تحلیل¬های ساختاری، ریخت زمین ساختی، لرزه‌ای و فرکتالی
        مرتضی  موسوی راضیه  عباس پور محمود رضا  هیهات
        پهنه¬ی فعال گسله شتری¬ (در پایانه¬ی شمالی گسل نایبند)، دارای سازوکار معکوس با مؤلفه¬ی امتدادلغز راستگرد است. مطالعه تصاویر ماهواره¬ای، عدم یکپارچگی گسل و قطعه- قطعه بودن آن را نشان می¬دهد. در این پژوهش، قطعه‌بندی گسل براساس ناپیوستگی هندسی انجام و دو قطعه¬ی شمالی(امتدا چکیده کامل
        پهنه¬ی فعال گسله شتری¬ (در پایانه¬ی شمالی گسل نایبند)، دارای سازوکار معکوس با مؤلفه¬ی امتدادلغز راستگرد است. مطالعه تصاویر ماهواره¬ای، عدم یکپارچگی گسل و قطعه- قطعه بودن آن را نشان می¬دهد. در این پژوهش، قطعه‌بندی گسل براساس ناپیوستگی هندسی انجام و دو قطعه¬ی شمالی(امتدادN40W) و جنوبی(امتداد N20W) معرفی گردید که کلیه قطعات سازوکار معکوس با مؤلفه¬ی امتدادلغز راستگرد دارند. در میزان ارزیابی فعالیت گسل، با تکیه بر ابعاد فرکتالی زمین‌لرزه‌ها (Ds= 1/60, DN=1/73) و شکستگی¬ها (Ds=0/43, DN=0/68)، و شاخصه¬های ریخت زمین¬ساختی از قبیل شاخص شیب رودخانه(SLs=1703/27 , SLN=1526/7)، سینوسیته¬ی کانال رودخانه (SS=1/24 , SN=1/27)، سینوسیته¬ی پیشانی کوهستان (Smfs=1/1 , SmfN=1/07) ، نسبت V(Vs=0/7 , VN=0/9) و داده¬های ساختاری و لرزه¬ای، قطعه¬ جنوبی به‌عنوان فعال¬ترین بخش معرفی می¬شود. بیش¬ترین فراوانی زلزله¬های ثبت‌شده و بزرگترین زلزله دستگاهی ثبت شده با بزرگای 4/7 ریشتر مربوط به قطعه¬ی جنوبی است، که نشان‌دهنده‌ی پتانسیل بالای لرزه¬خیزی گسل در این قطعه می¬باشد. جزييات مقاله