برآورد ميزان کوتاه¬شدگي و نقش سطوح جدايش در دگرريختي کپه¬داغ باختري (بجنورد-آشخانه)
محورهای موضوعی :محسن مؤید 1 , زهرا تشکری 2 , محمدرضا حسین¬زاده 3 , منوچهر قرشي 4 , اسداله جوع¬عطا بیرمی 5 , محسن پور کرمانی 6
1 -
2 - دانشگاه آزاد اسلامی
3 -
4 - تهران شمال
5 - دانشگاه آزاد اسلامی- واحدامیدیه
6 - دانشگاه آزاد واحد تهران شمال
کلید واژه: کپه¬, داغ باختري سطوح جدايش سازند شمشک و چمن¬, بيد کوتاه¬, شدگي نرم افزار سه بعدي موو,
چکیده مقاله :
پهنه ساختاري-رسوبي کپه داغ از ژوراسيک مياني و پس از کوهزاد سيمرين مياني تا ائوسن در حال فرونشيني و انباشت رسوبات بوده است و آغاز کوتاه شدگي در آن به برخورد کوهزاد زاگرس در پالئوژن باز مي گردد. بهمنظور شناسايي کاني ها در سطوح جدايشي، نمونه هايي از واحدهاي سازند شمشک و چمن بيد اخذ و آزمون XRD روي آن ها انجام شده است.از سوي ديگر برآورد کوتاه شدگي در کپه داغ باختري و مرکزي در دو برش عرضي با روند تقريبي شمالي- جنوبي طراحي شده با استفاده از داده هاي قبلي، برداشت هاي صحرايي، نقشه هاي زمين شناسي و تصاوير ماهواره اي، در نرمافزار سهبعدی موو ترسيم و محاسبه گرديد. بررسي برش هاي ترسيم شده بهصورت سهبعدی در نرمافزار موو که از نوآوري هاي اين پژوهش محسوب میشود، مشخص کرد اغلب تاقديس هاي منطقه از نوع نامتقارن هستند که اين عدم تقارن بهواسطه کارکرد افق هاي جدايش ايجاد شده است. نتايج آناليزها مشخص مي کند سازند شمشک به دليل ضخامت و کاني شناسي پتانسيل بيشتري نسبت به سازند چمن بيد در ايجاد سطوح جدايشي در اين منطقه دارد. از سوي ديگر با استفاده از رابطه هاي هندسي عمق سطوح جدايش براي چين خوردگي هاي اصلي محاسبه گرديد که در اغلب آن ها سطح جدايشي در تراز هاي پاييني سازند شمشک محاسبه گرديد.
The kopet- Dagh zone undergone subsidence and deposition of sediments after middle Cimmerian orogeny in middle Jurassic to Eocene. Its shortening resulted from the Zagros orogeny in Paleogene. In order to identify the minerals at the detachments, XRD analysis was carried on the samples of Shemshak and Chamanbid Formations. On the other hand, the estimated shortening in the west and central Kopet-Dagh in two north-south cross-sections, were calculated in the 3D software of Move-Midland Valley, using previous data, field observation, geological maps and satellite images. The study of the three-dimensional cross sections, which is considered to be the innovations of this research, in the Move software has shown that most of the anticlines of the region are asymmetric due to the operation of detachment horizons. The results of the analyses indicate that the Shamshak Formation has more potential for developing detachment surfaces than the Chamanbide Formation. The reason for this detachment surface is due to thickness and mineralogy of the Shemshak Formation. On the other hand, by using geometric relationships, the depth of detachments was calculated for the main folds. In most of the detachments, this depth was calculated at lower levels of the Shemshak Formation.