آخرین اخبار نشریه
  • شماره های پیشین

  • معرفي نشريه

    فصلنامه زمين شناسي ايران دارای رتبه علمی _ پژوهشی و ضریب تاثیر در زمینه علوم پایه می باشد و مقالات با گرایش های مختلف زمین شناسی را در روند داوری قرار داده و پس از تایید داوران و اعمال اصلاحات پیشنهادی توسط نویسنده(گان) در نوبت  چاپ قرار می‌دهد. فصلنامه زمين‌شناسي ايران هر سه ماه يك بار منتشر مي‌شود و در زمينه‌هاي تخصصي زمين‌شناسي مقاله مي‌پذيرد.

    نشاني دفتر فصلنامه: تهران، اوین، دانشگاه شهیدبهشتی، پژوهشکده علوم پایه کاربردی جهاددانشگاهی، صندوق پستي: 196151171 تلفن: 29903037 ، 4 ـ 22431933 پست الكترونيك: zaminshenasiiran@yahoo.com وب سايت: www. rias.ac.ir سایت: journal.rias.ac.ir  

    این فصلنامه دارای مجوز علمی ـ پژوهشی به شماره 309/3 مورخ 28/1/87 از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری می‌باشد.  این نشریه در پایه استنادی علوم جهان اسلام و نیز ایران ژورنال (نظام نمایه‌سازی مرکز منطقه‌ای اطلاع‌رسانی علوم و فناوری) نمایه شده است و دارای ضریب تاثیر می‌باشد.

    نشریه در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی زیر قابل دسترس است: http://www.isc.gov.ir http://www.srlst.com http://www.sid.ir http://www.magiran.com  https://civilica.com/profile/

    - همچنین فصلنامه زمین شناسی ایران از سال 1398 تاکنون با انجمن رسوب شناسی ایران تفاهم نامه علمی امضا کرده اند. 

    *نویسندگان مقاله های چاپ شده در صورتی که تمایل به دریافت کد doi دارند لطفا با دفتر فصلنامه تماس حاصل فرمایند. 

     


    آخرین مقالات منتشر شده

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - برآورد عمق و موقعیت چشمه¬های بی‌هنجاری مغناطیسی با استفاده از روش واهمامیخت اویلر در منطقه دریاچه بلاچفورد، کانادا
      داود  نظری اسداله  جوع¬عطا بیرمی محمدرضا سپهوند
      شماره 59 , دوره 15 , پاییز 1400
      داده‌های مغناطیسی حاصل از برداشت‌های هوابرد، پس از طی مراحل پردازش نیاز به تفسیر دارند. مهم‌ترین اطلاعاتی که از مرحله تفسیر به‌دست می¬آیند، عمق و موقعیت افقی بی‌هنجاری‌ها در زمین است. روش¬های گوناگونی برای به‌دست آوردن این اطلاعات ابداع و توسعه یافته-اند. یکی از این روش چکیده کامل
      داده‌های مغناطیسی حاصل از برداشت‌های هوابرد، پس از طی مراحل پردازش نیاز به تفسیر دارند. مهم‌ترین اطلاعاتی که از مرحله تفسیر به‌دست می¬آیند، عمق و موقعیت افقی بی‌هنجاری‌ها در زمین است. روش¬های گوناگونی برای به‌دست آوردن این اطلاعات ابداع و توسعه یافته-اند. یکی از این روش¬ها، روش واهمامیخت اویلر است که بر مبنای معادله همگن اویلر ایجاد شده است. روش اویلر یکی از روش‌های نیمه‌خودکار سریع برای تعیین عمق بی‌هنجاری‌های مغناطیسی و گرانی مدفون است که نتایج حاصل از آن به‌شدت به شاخص ساختاری، اندازۀ پنجرۀ اویلر و خطای محاسبه عمق وابسته است. این روش به‌خوبی، عمق و روند تغییرات عمق بی‌هنجاری‌ها را مشخص می‌کند. اطلاعات زمین‌شناسی منطقۀ مورد مطالعه در کاربرد این روش پراهمیت است. در این روش از میدان پتانسیل و مشتقات مرتبه اول آن در جهت‌های مختلف برای تعیین موقعیت و عمق چشمۀ میدان پتانسیل استفاده می‌شود. در این مقاله، با استفاده از این روش، عمق و مرزهای بی‌هنجاری‌ها در منطقه دریاچه بلاچفورد واقع در کشور کانادا مورد بررسی قرار گرفته است. پاسخ‌های به‌دست‌آمده نشان‌دهنده این است که اغلب بی‌هنجاری‌ها در این منطقه دارای عمق کم تا متوسط هستند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - کاربرد توموگرافی نوع تخلخل در بازسازی تکامل مخازن کربناته، سازندهای کنگان و دالان در بخش مرکزی خلیج فارس
      فواد سجادی وحید توکلی ابراهیم  سفیداری محمد  امامی نیری
      شماره 59 , دوره 15 , پاییز 1400
      در این مطالعه، مدل‌سازی نگار انحراف سرعت بازسازی شده از نگارهای چاه¬پیمایی، برای تعیین انواع تخلخل¬ موجود در سازندهای کربناته کنگان و دالان در یکی از میادین مرکزی خلیج فارس انجام شد. برای این منظور اطلاعات مغزه یک چاه شامل تخلخل، تراوایی و مطالعات پتروگرافی مقاطع نازک، چکیده کامل
      در این مطالعه، مدل‌سازی نگار انحراف سرعت بازسازی شده از نگارهای چاه¬پیمایی، برای تعیین انواع تخلخل¬ موجود در سازندهای کربناته کنگان و دالان در یکی از میادین مرکزی خلیج فارس انجام شد. برای این منظور اطلاعات مغزه یک چاه شامل تخلخل، تراوایی و مطالعات پتروگرافی مقاطع نازک، به همراه نگار‌های چاه‌پیمایی از 12 چاه دیگر مورد استفاده قرار گرفت. با استفاده از بازسازی نگار انحراف سرعت بر اساس نگارهای چگالی، نوترون و صوتی، سه زون انحراف سرعت با ویژگی تخلخل مشخص و یک زون بدون تخلخل شناسایی شد. مدل سه‌بعدی نگار انحراف سرعت پیش‌بینی شده در محل چاه¬ها نشان داد که زون K1 بیشتر متراکم و بدون تخلخل، در بعضی موارد دربرگیرنده تخلخل¬ قالبی و تا حدود اندکی تخلخل بین‌بلوری است. این نوع تخلخل‌ها در اثر کاهش سطح آب دریا در انتهای این واحد در نتیجه، انحلال و دولومیتی‌شدن تشکیل شده است. زون مخزنی K2 بیشتر دربرگیرنده تخلخل¬ بین‌بلوری و به مقدار خیلی کمتر تخلخل قالبی است که نشان‌دهنده دولومیتی‌شدن در عمق کم آب در اغلب بخش‌های این واحد است. بخش K3، بیشتر دربرگیرنده بخش متراکم و بدون تخلخل، تخلخل قالبی و به مقدار کمتر تخلخل شکستگی در بخش پایینی خود می¬باشد. زون مخزنی K4 در بخش‌های بالایی دارای تخلخل از نوع بین‌بلوری و بین‌ذره‌ای¬ است که در عمق کم آب در انتهای تشکیل این واحد ایجاد شده‌اند. تخلخل‌های قالبی در اثر انحلال در بخش پایینی آن، در محیط دیاژنز جوی ایجاد شده است. در بعضی موارد تخلخل شکستگی در این واحد مشاهده می‌گردد. نتایج حاصل از مدل‌سازی نگار انحراف سرعت در این مطالعه، تطابق قابل قبولی با نتایج سایر مطالعات مخزنی دارد که نشان‌دهنده توانایی مدل‌سازی نگار انحراف سرعت در بررسی تغییرات بزرگ‌مقیاس مخزنی است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - سنگ های بازالتی نئوژن کمان ماگمایی قوچان- اسفراین، شمال شرق ایران: نشانه¬ای از بالاآمدگی گوشته از طریق پنجره ورقه اقیانوسی
      سارا گردیده حبیب  قاسمی محمود  صادقیان لایچنگ  میائو چانگ  فوچین
      شماره 59 , دوره 15 , پاییز 1400
      سنگ¬های آذرین نئوژن در نوار ماگمایی قوچان – اسفراین (در شمال سبزوار) نشانگر ماگماتیسم پس از برخورد در زون جوش¬خورده شمال شرق ایران می¬باشند. این مجموعه آذرین به شکل گنبد، استوک، دایک و روانه به طور پراکنده و با روند شمال غرب-جنوب شرق در این نوار گسترش دارند. روانه¬ها و چکیده کامل
      سنگ¬های آذرین نئوژن در نوار ماگمایی قوچان – اسفراین (در شمال سبزوار) نشانگر ماگماتیسم پس از برخورد در زون جوش¬خورده شمال شرق ایران می¬باشند. این مجموعه آذرین به شکل گنبد، استوک، دایک و روانه به طور پراکنده و با روند شمال غرب-جنوب شرق در این نوار گسترش دارند. روانه¬ها و دایک¬های بازیک (بازالتی) در میان مارن¬های نئوژن و در کنار گنبدهای آتشفشانی آداکیتی رخنمون یافته اند. سنگ های مورد بررسی دارای ترکیب الیوین بازالت تا تراکی آندزی بازالت با بافت¬های میکرولیتی پورفیری، هیالومیکرولیتی پورفیری، گلومروپورفیری و جریانی هستند و کانی¬های اصلی آن¬ها را درشت بلورها و ریزبلورهای الیوین، کلینوپیروکسن و پلاژیوکلاز در زمینه شیشه¬ای تا میکرولیتی تشکیل می¬دهند. بازالت¬ها دارای ماهیت آلکالن سدیک بوده و نسبت به عناصر لیتوفیل بزرگ یون (LILE)، عناصر خاکی کمیاب سبک (LREE) و عناصر با شدت میدان بالا (HFSE) به ویژه نیوبیوم )30-20(Nb= غنی¬شدگی و از عناصر خاکی کمیاب سنگین (HREE) تهی¬شدگی نشان می¬دهد. ماگمای والد بازالت¬ها از ذوب بخشی 10 تا 15 درصدی یک ستون¬ گوشته¬ای گارنت¬لرزولیتی در یک محیط زمین¬ساختی کششی درون کمانی در زمان میوسن تشکیل شده و از طریق سیستم¬های شکستگی و گسلی، به ترازهای بالاتر پوسته قاره¬ای صعود کرده¬ و در حوضه¬ رسوبی نئوژن فوران کرده است. این ستون گوشته¬ای از طریق شکسته شدن پنجره ورقه اقیانوسی و هجوم گوشته آستنوسفری داغ به درون گوه گوشته¬ای روی زون فرورانش حوضه اقیانوسی نئوتتیس سبزوار تشکیل شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - تلفیق روش¬های سنجش از دور و مغناطیس¬سنجی به¬منظور اکتشاف کانسار آهن در گستره مراغ بندرچارک
      رضا احمدی عبدالرضا  قره شیخ بیات
      شماره 59 , دوره 15 , پاییز 1400
      در پژوهش حاضر با استفاده از داده¬های سنجنده ASTER و به کمک نرم¬افزار ENVI، مطالعات سنجش از دور به¬منظور شناسایی پتانسیل و حضور کانه¬سازی احتمالی آهن در گستره مراغ بندرچارک واقع در استان هرمزگان، انجام شد. سپس اکتشاف مقدماتی گستره-های امیدبخش، با استفاده از روش ژئوفیزیکی چکیده کامل
      در پژوهش حاضر با استفاده از داده¬های سنجنده ASTER و به کمک نرم¬افزار ENVI، مطالعات سنجش از دور به¬منظور شناسایی پتانسیل و حضور کانه¬سازی احتمالی آهن در گستره مراغ بندرچارک واقع در استان هرمزگان، انجام شد. سپس اکتشاف مقدماتی گستره-های امیدبخش، با استفاده از روش ژئوفیزیکی مغناطیس¬سنجی صورت گرفت. عملیات دورسنجی داده¬های گستره شامل مراحل پیش-پردازش همانند تصحیح هندسی به روش تصویر به تصویر و تصحیح اتمسفری و تکنیک¬های پردازش ترکیب رنگی کاذب، نسبت¬گیری باندی، برازش کمترین مربع¬ها، تحلیل مولفه¬های اصلی انتخابی و در نهایت طبقه¬بندی نظارت شده با استفاده از روش نقشه¬برداری زاویه طیفی است. در نتیجه این فرآیند، نقشه پهنه¬های دگرسانی مرتبط با کانی¬زایی آهن منطقه مورد مطالعه مشخص شد. عملیات برداشت مغناطیسی در گستره¬ای به وسعت تقریبی 2/11 کیلومتر مربع و در 1913 ایستگاه اندازه¬گیری با استفاده از دستگاه مگنتومتر پروتون انجام شده است. برای انجام عملیات پردازش و تفسیر کیفی داده¬های مغناطیسی نظیر اعمال تصحیحات و فیلترهای مختلف همانند برگردان به قطب، گسترش به سمت بالا تا ارتفاع¬های مختلف، فیلتر پایین¬گذر، فیلترهای مشتق شامل گرادیان افقی کل و سیگنال تحلیلی، از نرم¬افزار Geosoft Oasis montaj استفاده شد. درنهایت به¬منظور بررسی روند بی¬هنجاری¬های مغناطیسی مشاهده شده بر روی سطح، تعیین شکل تقریبی توده کانسار و تخمین عمق آن، مدل‌سازی وارون سه¬بعدی داده¬ها انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر از طریق تلفیق دو روش سنجش از دور و مغناطیس¬سنجی همراه با مدل¬سازی وارون سه¬بعدی داده¬های مغناطیسی نشان می¬دهند که منطقه مراغ از نظر کانه¬سازی آهن دارای پتانسیل بالایی است. نتایج این پژوهش برای کلیه کاربران علوم زمین بویژه زمین¬شناسان و مهندسین اکتشافی قابل استفاده خواهد بود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - کانه‌زایی مس تیپ مانتو در بخش میانی کمان ماگمایی ارومیه- دختر (ناحیه قم- ساوه) با تأکید بر کانسار نارباغی شرقی، شمال‌شرق ساوه
      نگین  فضلی مجید قادری مهدی موحدنیا سجاد مغفوری
      شماره 59 , دوره 15 , پاییز 1400
      کانسارهای مس تیپ مانتو ناحیه قم- ساوه، در بخش میانی کمان ماگمایی ارومیه- دختر و در سنگ‌های آتشفشانی- رسوبی ائوسن تشکیل شده‌اند. مهم‌ترین این کانسارها نارباغی شرقی، خانکیشی، وشنوه و کهک هستند. ژئومتری ماده معدنی در این کانسارها، چینه‌کران و سنگ درون‌گیر آنها شامل توف سیل چکیده کامل
      کانسارهای مس تیپ مانتو ناحیه قم- ساوه، در بخش میانی کمان ماگمایی ارومیه- دختر و در سنگ‌های آتشفشانی- رسوبی ائوسن تشکیل شده‌اند. مهم‌ترین این کانسارها نارباغی شرقی، خانکیشی، وشنوه و کهک هستند. ژئومتری ماده معدنی در این کانسارها، چینه‌کران و سنگ درون‌گیر آنها شامل توف سیلتی، توف برش، آندزیت، لیتیک کریستال توف و آندزیت بازالت آمیگدالوئیدال است. کانه‌های اولیه مس در کانسارهای ناحیه مورد مطالعه، کالکوسیت، بورنیت و به مقدار بسیار اندک کالکوپیریت هستند و با ساخت و بافت رگه- رگچه‌ای، پرکننده فضای خالی، دانه‌پراکنده و جانشینی تشکیل شده‌اند. مطالعات نشان می‌دهد تشکیل و تکوین کانسنگ اولیه در این کانسارها، طی دو مرحله انجام شده است: در مرحله اول که در حین فوران آتش¬فشان، رسوب‌گذاری و دیاژنز آغازین رخ داده، کانی پیریت در متن سنگ میزبان به‌صورت دانه‌پراکنده و فرامبوئیدال تشکیل شده و نشان‌دهنده شرایط احیایی حاکم بر حوضه در زمان آتشفشانی و رسوب‌گذاری است. در مرحله دوم که در طی دیاژنز تدفینی رخ داده، با ورود سیالات اکسیدان غنی از مس، پیریت با سولفیدهای مس جانشین شده و آهن اضافی حاصل از این جانشینی، به‌صورت هماتیت اولیه در تمامی این کانسارها قابل مشاهده است. رخداد کانه‌زایی در این مرحله، بیشتر به‌صورت رگه- رگچه‌ای و جانشینی است. داده‌های ایزوتوپی گوگرد، مربوط به نمونه‌های سولفیدی کانسار نارباغی شرقی در نمونه¬های تجزیه شده (مقادیر δ34S از 2/10- در هزار تا 4/4- در هزار با میانگین 7/6- در هزار) نشان از تأمین گوگرد توسط احیای باکتریایی سولفات آب دریای ائوسن دارد. کانسارهای مورد مطالعه، از نظر سنگ میزبان، کانی‌شناسی، ساخت و بافت، ژئومتری و چگونگی تشکیل، بیشترین شباهت را با کانسارهای مس تیپ مانتو در دنیا نشان می‌دهند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - شناسایی دسته دایک‌های مختلف بر پایة روش‌های زمین-اطلاعاتی در پهنة فلززایی طارم- شمال غرب ایران
      صادق  افشار نجفی عزیز  رحیمی تقی  نبئی مهناز  رضائیان
      شماره 59 , دوره 15 , پاییز 1400
      پهنة فلزایی طارم با روند شمال غربی- جنوب شرقی، از لحاظ زمین ساختی در شمال غرب پهنة ارومیه- دختر قرار گرفته است. این پهنه توسط گسل‌های اصلی با روند شمال غربی- جنوب شرقی و نوع دوم با روندهای شمال غربی- جنوب شرقی، شمالی- جنوبی، شمال شرقی- جنوب غربی و شرقی- غربی قطع شده است چکیده کامل
      پهنة فلزایی طارم با روند شمال غربی- جنوب شرقی، از لحاظ زمین ساختی در شمال غرب پهنة ارومیه- دختر قرار گرفته است. این پهنه توسط گسل‌های اصلی با روند شمال غربی- جنوب شرقی و نوع دوم با روندهای شمال غربی- جنوب شرقی، شمالی- جنوبی، شمال شرقی- جنوب غربی و شرقی- غربی قطع شده است. در این پهنه دسته دایک‌هایی با ترکیب و روند مختلف رخنمون دارند که از دیدگاه ساختاری تاکنون مورد توجه نبوده است. به همین دلیل برای شناسایی و مطالعة زمین ساختی دایک‌ها، روش زمین- اطلاعاتی شامل تفسیر تصاویر ماهواره‌ای لندست 5 (سنجندة TM) برای شناسایی و ردیابی دایک، بررسی تصاویر گوگل ارث و بینگ، تهیه نقشة اولیة دایک‌ها و همچنین مطالعات ساختاری در مقیاس رخنمون و مزوسکوپی انجام گرفته شده است. نتایج نشان می‌دهد که پهنة برشی بین گسل‌های طارم و زنجان به همراه شکستگی‌های ریدل (R) و آنتی ریدل (Rꞌ) حاصل از آنها به‌عنوان عامل اصلی کنترل ساختاری دایک‌های منطقه شناسایی شدند. بر اساس نمودارهای گلسرخی بیشتر دایک‌های نیمه قائم، با روند 120 درجه همروند با یکی از دسته درزه‌های اصلی منطقه نفوذ کرده است. دایک‌های با ترکیب مافیک و حد واسط در چهار دسته با روندهای آزیموتی 030، 060، 120 و 150 درجه و دایک های اسیدی در دو دسته با روندهای 120 و 150 درجه رخنمون دارند. بر پایة مطالعات صحرایی از جمله تقاطع دایک های مختلف، دایک‌های مافیک با روند شمال شرقی- جنوب غربی به‌عنوان جوان‌ترین روند در منطقه است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - اختلاط سیال و کانه‌زایی روی و سرب در کانسار کوشک، ایران مرکزی؛ شواهدی از میانبارهای سیال
      محمدمهدی  زند غلامرضا میرزابابائی محمد  لطفی
      شماره 59 , دوره 15 , پاییز 1400
      کانسار سولفیدی روی و سرب کوشک در بلوک پشت بادام در کمربند تکتونوماگمایی ایران مرکزی قرار دارد. سنگ میزبان کانسار شامل شیل، ماسه‌سنگ و دولومیت می‌باشد. به‌منظور بررسی شرایط فیزیکوشیمیایی حاکم بر تشکیل کانسنگ سولفیدی، تعدادی از میانبارهای سیال از ریزلایه‌های سیلیسی که هم‌ چکیده کامل
      کانسار سولفیدی روی و سرب کوشک در بلوک پشت بادام در کمربند تکتونوماگمایی ایران مرکزی قرار دارد. سنگ میزبان کانسار شامل شیل، ماسه‌سنگ و دولومیت می‌باشد. به‌منظور بررسی شرایط فیزیکوشیمیایی حاکم بر تشکیل کانسنگ سولفیدی، تعدادی از میانبارهای سیال از ریزلایه‌های سیلیسی که هم‌روند با سنگ میزبان کانسار به‌ویژه از کمرپایین تا افق اصلی ماده معدنی هستند، مورد استفاده قرار گرفت. در این پژوهش خصوصیات کلی میانبارهای سیال در سامانه کانه‌زا و تفسیر داده‌های مزبور از نظر فرایندهای تکامل سیال مورد بررسی قرار گرفت. نظر به تشکیل سینژنتیک ریزلایه‌های سیلیسی و لایه‌های شیلی کانه‌زایی‌شده، می‌توان شرایط تشکیل مشابهی را برای تشکیل ریزلایه‌های سیلیسی و کانسنگ سولفیدی در نظر گرفت. براساس نتایج به‌دست‌آمده، دو نوع سیال با خصوصیات فیزیکوشیمایی متفاوت در تشکیل ریزلایه‌های سیلیسی نقش داشته است. یک سیال با شوری زیاد (متوسط 8/38 درصد وزنی معادل نمک طعام) و حامل کمپلکس‌های کلریدی فلزات و دیگری سیال با شوری کمتر (متوسط 46/4 درصد وزنی معادل نمک طعام) بوده که به‌عنوان حامل گونه‌های سولفیدی در نظر گرفته می‌شود. بخشی از سولفید در این نوع سیال می‌توانسته حاصل فعالیت باکتری‌ها باشد. اختلاط هم‌دمایی دو سیال به ترتیب منجر به ناپایداری کمپلکس‌های کلریدی فلزات کالکوفیل، واکنش این فلزات با گوگرد موجود در سیال با شوری پایین و تشکیل کانسنگ سولفیدی شده است. جزييات مقاله
    پربازدیدترین مقالات

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - معرفی کانسار مس ماری بعنوان یک ذخیره چینه¬کران نوع مانتو در زون طارم، شمال غرب ایران
      مهدی  مرادی سجاد  مغفوری محسن  موءید وحید فریداصل
      شماره 38 , دوره 10 , تابستان 1395
      کانسار مس ماری در شمال¬غرب ایران و در منطقه طارم در شمال زنجان واقع شده است. این کانی¬سازی از نوع چینه¬کران و سنگ درونگیر آن، تراکی آندزیت¬ مگا¬پورفیری به سن ائوسن است. سولفیدهای اصلی مس شامل بورنیت، کالکوسیت و کالکوپیریت عمدتا همراه با پیریت می¬باشند. بافت¬های موجود در چکیده کامل
      کانسار مس ماری در شمال¬غرب ایران و در منطقه طارم در شمال زنجان واقع شده است. این کانی¬سازی از نوع چینه¬کران و سنگ درونگیر آن، تراکی آندزیت¬ مگا¬پورفیری به سن ائوسن است. سولفیدهای اصلی مس شامل بورنیت، کالکوسیت و کالکوپیریت عمدتا همراه با پیریت می¬باشند. بافت¬های موجود در کانی¬سازی شامل پرکننده فضای خالی، دانه¬پراکنده، رگه- رگچه¬ای و جانشینی است. سنگ‌هاي آتشفشانی محدوده مورد مطالعه بيشتر دارای تركيب حدواسط تا اسيدي با سرشت شوشونیتی و پتاسیم بالا بوده و یک محيط¬ کششی ریفتی درون¬کمانی را نشان می¬دهند. دگرسانی¬های کربناتی، کلریتی، اپیدوتی و سریسیتی در سنگ میزبان دیده می¬شوند. فراوانی مس و نقره در تراکی آندزیت مگاپورفیری سالم به ترتیب تا 3200 و 216 قسمت در میلیون می¬باشد. بر اساس ویژگی‌های اساسی توده کانه¬دار ماری از جمله محیط تکتونیکی، سنگ دربرگیرنده، حالت چینه¬کران، کانی‌شناسی، محتوای فلزی و دگرسانی و مقایسه این ویژگی¬ها با ذخایر مس تیپ مانتو (Manto- type)، کانسار مس ماری می‌تواند به-عنوان یک ذخیره مس تیپ مانتو در شمال¬غرب ایران معرفی شود. همانند سایر کانسارهای مشابه این تیپ در دنیا، سه مرحله اصلی برای کانی¬سازی در کانسار ماری می¬توان در نظر گرفت. مرحله اول شامل فعالیت آتشفشانی زیردریائی و فوران گدازه تراکی آندزیت مگا¬پورفیری به¬همراه دگرسانی ناحیه¬ای پروپیلیتی می¬باشد. در مرحله دوم، دیاژنز اولیه و فعالیت میکروارگانیسم¬های احیاکننده سولفات باعث تشکیل پیریت هم به¬صورت پرکننده فضای خالی و هم به¬صورت دانه¬پراکنده در واحد تراکی آندزیتی میزبان شده است. نهایتاً در مرحله سوم، افزایش ضخامت رسوبات، فرونشست حوضه و دیاژنز تدفینی به همراه ورود سیالات غنی از مس به داخل واحد میزبان احیایی موجب جانشینی سولفیدهای مس به جای پیریت¬های اولیه و کانی¬زایی در کانسار ماری شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - مطالعه شیمی کانی¬ها، زمین دما – فشار سنجی و جایگاه تکتونیکی گابروهای شمال غرب همدان، باختر ایران
      عادل ساکی هوشنگ  پورکاسب علیرضا زراسوندی میلاد  جهانی مریم  درانی
      شماره 53 , دوره 14 , بهار 1399
      منطقه مورد مطالعه از نظر زمین¬شناسی در ناحیه شمالی زون دگرگونی سنندج – سیرجان قرارگرفته است. بر اساس مطالعات پتروگرافی کانی¬های اصلی پلاژیوکلاز، پیروکسن، آمفیبول و بیوتیت و کانی¬های فرعی کلریت، مسکویت، ایلمنیت و زیرکن می¬باشند. نتایج به‌دست‌آمده از بررسی شیمی کانی¬ها نش چکیده کامل
      منطقه مورد مطالعه از نظر زمین¬شناسی در ناحیه شمالی زون دگرگونی سنندج – سیرجان قرارگرفته است. بر اساس مطالعات پتروگرافی کانی¬های اصلی پلاژیوکلاز، پیروکسن، آمفیبول و بیوتیت و کانی¬های فرعی کلریت، مسکویت، ایلمنیت و زیرکن می¬باشند. نتایج به‌دست‌آمده از بررسی شیمی کانی¬ها نشان می¬دهد که آمفیبول¬های مورد مطالعه جزء آمفیبول¬های کلسیک می¬باشند. از نظر ترکیب شیمیایی می¬توان آن¬ها را پارگاسیت، چرماکیت و منیزیو هورنبلند نام‌گذاری نمود. پلاژیوکلازها نیز از نوع آندزین هستند. با توجه به نسبت پایین Na2O از نظر محیط تکتونیکی نیز این آمفیبول ها از نوع S-Amph هستند. میزان بالای Al2O3 بیانگر این است که منشا آمفیبول¬ها گوشته¬ای می¬باشد و بر اساس نسبت Fetot (Fetot + Mg+2) در برابر AlIv که کمتر از 6/0می باشد می¬توان نتیجه گرفت که گریزندگی اکسیژن بالا است. از سوی دیگر می¬توان گفت که میزان آب برای تبلور هورنبلند از 2 تا 3/2 متغیر است. برای انجام دماسنجی و فشارسنجی نیز از روش¬های مختلفی استفاده شده است که بهترین آن نشان می¬دهد دمای تشکیل توده گابرویی در محدوده 700 درجه سانتی گراد (به‌طور میانگین) می¬باشد و فشار این سنگ¬ها نیز بین 45/4 تا 50/7 متغیر است. با توجه به فشار به‌دست‌آمده ماگمای مورد نظر از عمق 25 تا 30 کیلومتری منشا گرفته است که در نزدیکی مرز موهو است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - ارزیابی خطر زمین¬لرزه و تحلیل ریسک زلزله در شهر خوی با استفاده از روش¬های قطعی و احتمالی
      نسیم رحمانی علیرضا  عباسفام
      شماره 30 , دوره 8 , تابستان 1393
      احداث شهرهای جدید یا توسعه شهرهای قدیمی در هر منطقه نیازمند مطالعات زمین¬شناسی و لرزه¬خیزی می¬باشد. شهرستان خوی نیز یکی از شهرستان¬های در حال توسعه است که انجام این مطالعات برای آن ضروری به¬نظر می¬رسد. به همین دلیل، در این پژوهش لرزه¬خیزی و ریسک زلزله در این شهر به روش¬ چکیده کامل
      احداث شهرهای جدید یا توسعه شهرهای قدیمی در هر منطقه نیازمند مطالعات زمین¬شناسی و لرزه¬خیزی می¬باشد. شهرستان خوی نیز یکی از شهرستان¬های در حال توسعه است که انجام این مطالعات برای آن ضروری به¬نظر می¬رسد. به همین دلیل، در این پژوهش لرزه¬خیزی و ریسک زلزله در این شهر به روش¬های قطعی و احتمالی تعیین گردیده و نتایج حاصل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با یکدیگر مقایسه شده¬اند. برای این منظور، ابتدا چشمه¬های لرزه¬زا و گسل¬های موجود در درون شهر و مناطق پیرامون آن به شعاع حدود 100 کیلومتر مورد شناسایی و مطالعه قرار گرفته¬اند و مشخصات آن¬ها نظیر طول، جهت¬یابی و فاصله آن¬ها تا مرکز شهر تعیین گردیده است. سپس بزرگترین زلزله قابل انتظار و شتاب بیشینه حرکت زمین به علت فعالیت این گسل¬ها با استفاده از دو روش قطعی و احتمالی محاسبه شده است.در این شهرستاناحتمال وقوع زمین لرزه¬هایی با بزرگای حدود 5/6 ریشتر و بزرگتر در مقیاس امواج درونی زمین وجود دارد که در این صورت شتاب بیشینه حرکت زمین در این شهر به علت فعالیت احتمالی این گسل¬ها ممکن است حداکثر به g31/0 نیز برسد. همچنین خطر وقوع زمین لرزه¬های با بزرگای بیشتر از 1/6 ریشتر، با احتمال 64 درصد وجود دارد. در این صورت دوره بازگشت آن¬ها 110 سال است و احتمال وقوع سالیانه این زمین لرزه¬ها در حدود 009/0 می¬باشد. احتمال وقوع زمین لرزه¬های با بزرگای بیشتر از 1/7 ریشتر، 10 درصد و برای زمین-لرزه¬های بزرگتر از 3/6 ریشتر، 50 درصد ارزیابی شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - ارزیابی اثرات زیست‌محیطی معادن با استفاده از روش پاستاکیا (مطالعه موردی: معدن سنگ‌آهن آنومالی شمالی بافق)
      لمبرینی  پاپادوپولو محمدرضا  علمی علیرضا  احسان زاده سجاد  بهرامی
      شماره 36 , دوره 9 , زمستان 1399
      ارزيابی اثرات محيط¬زيستي يكي از روش¬هاي مناسب براي دستيابي به اهداف توسعه پايدار است و مي¬تواند به‌عنوان يك ابزار برنامه¬ريزي در دسترس مديران و تصميم¬گيران قرار گيرد. در اين پژوهش، تأثیرات محيط¬زيستی معدن سنگ‌آهن آنومالی بررسی‌شده¬ است. بدین منظور با تهیه چک‌لیستی از نظ چکیده کامل
      ارزيابی اثرات محيط¬زيستي يكي از روش¬هاي مناسب براي دستيابي به اهداف توسعه پايدار است و مي¬تواند به‌عنوان يك ابزار برنامه¬ريزي در دسترس مديران و تصميم¬گيران قرار گيرد. در اين پژوهش، تأثیرات محيط¬زيستی معدن سنگ‌آهن آنومالی بررسی‌شده¬ است. بدین منظور با تهیه چک‌لیستی از نظر کارشناسان و خبرگان، مهم‌ترین فاکتورهای محیط¬زیستی و اقتصادی- اجتماعی که از پروژه متأثر می¬شوند، شناسایی شدند و در ادامه با استفاده از روش ماتریس پاستاکیا، ارزیابی اثرات محيط¬زيستی پروژه در دو مرحله¬ ساختمانی و بهره¬برداری انجام شد. نتایج نشان می¬دهد که در مرحله ساختمانی طرح، 2 اثر مثبت متوسط، 1 اثر مثبت کم، 4 اثر مثبت ناچیز، 7 اثر منفی ناچیز، 2 اثر منفی کم و 3 اثر منفی متوسط و در مرحله بهره¬برداری طرح نیز 2 اثر مثبت متوسط، 3 اثر مثبت کم، 3 اثر مثبت ناچیز، 5 اثر منفی ناچیز، 2 اثر منفی کم و 3 اثر منفی متوسط در محیط ایجاد می‌شود. همچنین برنامه مدیریت و پایش محيط¬زيستی برای هرکدام از بخش¬ها ارائه گردیده که در بخش فیزیکی باید پارامترهای هوا، خاک و صوت دائما نمونه¬برداری شود؛ در بخش بیولوژیکی، تنوع و تراکم و زادآوری، مهاجرت حیات‌وحش و گیاهان به‌صورت فصلی کنترل گردد؛ نشت و انتشار پساب¬ها، پسماندها و غبارات دائما پایش گردد. در مورد حوادث طبیعی باید بحث مدیریت بحران و ارزیابی ریسک به‌صورت فصلی صورت گیرد. همچنین مشارکت مردمی و جلب رضایت جوامع و اطلاع¬رسانی به‌صورت پیوسته انجام گردد و نیز سطح آگاهی محيط زيستی پرسنل ارتقاء داده شود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - بهینه‌سازی مدل DRASTIC جهت ارزیابی آسیب‌پذیری آب زیرزمینی آبخوان کاشان به آلودگی نیترات با استفاده از روش‌های آماری و تحلیل حساسیت
      فائقه صمدی
      شماره 35 , دوره 9 , پاییز 1394
      در این تحقیق از بهینه‌سازی پارامترهای مدل DRASTIC و لایه کاربری اراضی (LU) جهت ارزیابی آسیب‌پذیری ویژه آبخوان کاشان با استفاده از روش‌های آماری استفاده گردیده است. لایه‌های اطلاعاتی در محیط GIS تهیه، رتبه‌بندی (قطعی و فازی-آماری)، وزن‌دهی (اصلی و آماری) و به‌روش هم‌پوشا چکیده کامل
      در این تحقیق از بهینه‌سازی پارامترهای مدل DRASTIC و لایه کاربری اراضی (LU) جهت ارزیابی آسیب‌پذیری ویژه آبخوان کاشان با استفاده از روش‌های آماری استفاده گردیده است. لایه‌های اطلاعاتی در محیط GIS تهیه، رتبه‌بندی (قطعی و فازی-آماری)، وزن‌دهی (اصلی و آماری) و به‌روش هم‌پوشانی‌شاخص تلفیق گردیدند. برای بهینه‌سازی مدل DRASTIC، از رگرسیون غیرخطی جهت رتبه‌بندی فازی-آماری (هم‌مقیاس‌سازی) و از ضرایب همبستگی پیرسونی بین غلظت نیترات با پارامترهای هم‌مقیاس‌شده مدل DRASTIC و تحلیل حساسیت (حذف پارامتری و تک پارامتری) جهت تعیین و تصحیح وزن مناسب پارامترها استفاده شد. در نتیجه مدل RASIC-LU براساس رتبه‌بندی و وزن‌دهی آماری و تحلیل حساسیت تک پارامتری، ضريب همبستگی 1/61 درصد و سطح معنی‌داری آماری 001/0 را نشان داده و با پارامترهای نرخ تغذیه خالص، محیط آبخوان، محیط خاک، اثر منطقه غیراشباع، هدایت هیدرولیکی و کاربری اراضی به‌ترتیب با وزنهای 50/2، 63/4، 15/4، 03/3، 96/1، 00/2 به‌عنوان بهترین مدل انتخابی مشخص شد. براساس این مدل، قسمت‌های غربی و جنوبی آبخوان به‌دلیل نرخ تغذیه بالا، کاربری اراضی آلاینده و مواد درشت‌دانه در ناحیه غیراشباع، خاک و محیط آبخوان دارای خطرپذیری آلودگی زیاد و بسیار زیاد می‌باشد. همچنین حساسیت این مدل براساس میانگین مجذورات خطا (MSE) نسبت به حذف و یا افزایش وزن پارامترهای کاربری اراضی، محیط خاک، اثر منطقه غیراشباع، محیط آبخوان، نرخ تغذیه خالص و هدایت هیدرولیکی به‌ترتیب روند کاهشی نشان داد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      6 - مقایسه شبکه‌های عصبی MLP و RBF در تخمین پارامترهای آبخوان‌های محبوس
      طاهره  آذری نوذر  سامانی
      شماره 36 , دوره 9 , زمستان 1399
      در این مقاله، شبکه‌های عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه (MLP) و تابع پایه شعاعی (RBF) جهت تعیین پارامترهای آبخوان محبوس (قابلیت انتقال آبخوان و ضریب ذخیره) طراحی گردیده است. تابع چاه مربوط به آبخوان‌های محبوس به این شبکه‌‌ها آموزش داده شده است. با اعمال تکنیک آنالیز مولفه‌ چکیده کامل
      در این مقاله، شبکه‌های عصبی مصنوعی پرسپترون چند لایه (MLP) و تابع پایه شعاعی (RBF) جهت تعیین پارامترهای آبخوان محبوس (قابلیت انتقال آبخوان و ضریب ذخیره) طراحی گردیده است. تابع چاه مربوط به آبخوان‌های محبوس به این شبکه‌‌ها آموزش داده شده است. با اعمال تکنیک آنالیز مولفه‌ اصلی بر مجموعه داده‌های آموزش، ساختار شبکه MLP و RBF به ترتیب با آرایش (1×12×1) و (1×14×1) صرف نظر از تعداد داده‌های آزمون پمپاژ ثابت گردید. این شبکه‌ها با دریافت هر مجموعه داده آزمون پمپاژ واقعی، مختصات نقطه انطباق بهینه را تولید می‎کند. سپس مختصات نقطه انطباق با حل تحلیلی تایس (1935) ترکیب شده و مقادیر پارامترهای آبخوان محاسبه می‌شود. توانایی تعمیم و عملکرد این شبکه‌ها با 100000 مجموعه داده سنتز شده ارزیابی گردید و دقت آن‌ها با استفاده از داده‌های دو آزمون پمپاژ واقعی با روش انطباق منحنی تیپ مقایسه شده است. نتایج حاصل از مدلسازی تابع چاه در آبخوان محبوس نشان داد که اگر چه هر دو مدل‌ شبکه عصبی MLP و RBF می‌توانند پارامترهای آبخوان را با دقت بالایی تعیین نمایند و خطاهای گرافیکی حاصل از روش‌های انطباق منحنی تیپ را حذف کنند اما شبکه MLP طراحی‌شده از دقت بالاتری نسبت به شبکه RBF برخوردار می‌باشد به همین دلیل شبکه MLP پیشنهادی به عنوان یک روش خودکار، دقیق و سریع جهت تعیین پارامترهای آبخوان محبوس توصیه می‌شود. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      7 - بررسی روش های تفسیر پمپاژ پله ای تک چاهی برای محاسبه قابلیت انتقال آبخوان
      راحله  هاتفي بهروز  اعتباری بهزاد  دلخواهي غلامعباس فنایی خیرآباد علی اکبر  شهسواری
      شماره 32 , دوره 8 , زمستان 1393
      با توجه به اینکه افت اندازه گیری شده در آزمون هاي تک-چاهي و در چاه پمپاژ، منعکس کننده افت آبخوان نبوده و در برگیرنده مجموعه عوامل خطی و غیر خطی ایجاد کننده افت می باشد، محاسبات مبتنی بر افت مشاهده شده در چاه پمپاژ نمی تواند برآورد دقیقی از پارامترهای هیدرودینامیک آبخوان چکیده کامل
      با توجه به اینکه افت اندازه گیری شده در آزمون هاي تک-چاهي و در چاه پمپاژ، منعکس کننده افت آبخوان نبوده و در برگیرنده مجموعه عوامل خطی و غیر خطی ایجاد کننده افت می باشد، محاسبات مبتنی بر افت مشاهده شده در چاه پمپاژ نمی تواند برآورد دقیقی از پارامترهای هیدرودینامیک آبخوان ارائه کند. ولي وقتي که يک تخمين ارزان و سريع از قابلیت انتقال آبخوان مورد نياز باشد، استفاده از داده های جمع آوری شده از پمپاژ تک چاهی جزو گزينه هاي جذاب به شمار مي آيند. روش های مختلفی برای برآورد مولفه های افت درون چاهی از سوی محققین مختلف پیشنهاد شده است. در این مطالعه با بررسی آزمونهای پمپاژ انجام شده بر روی تعدادی از چاه های اکتشافی استان خراسان رضوی و جنوبی و بکار گیری داده های اندازه گیری شده در چاه پمپاژ و پیزومتر مجاور، روشهای Eden-Hazel، Hantush-Biershenk، Kasinow، Miller-Weber و Karami-Younger برای محاسبه مولفه های افت در چاه و تصحیح داده های افت اندازه گیری شده در چاه پمپاژ (CQn ) برای محاسبه قابلیت انتقال آبخوان مورد ارزیابی قرار گرفته است. نتایج حاصل از بکارگیری روش های غیر مستقیم Eden_Hazel، Hantush-Biershenk ، Kasenow و Miller-Weber اختلاف قابل توجهی با پارامتر های محاسبه شده به کمک داده های پیزومتری نشان می دهند. روش Karami-Younger در مجموع چاه های آنالیز شده قادر بوده تا مقدار CQn را بطور میانگین با اختلاف 25% محاسبه نماید. این در حالی است که دقت قابلیت انتقال برآورد شده به کمک تصحیح داده ها با یک افت چاه برآورد شده دقیق، لزوما به محاسبه مقدار قابلیت انتقال قابل قبول منجر نمی شود. حساسیت نتایج به نوع رسوبات خصوصاً در رسوبات با تراوایی زیاد که افت چاه در آنها کم می باشد و مقدار CQn چاه در مقایسه با BQ ناچیز می باشد بستگی دارد. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      8 - پتروگرافی، زمین¬شیمی و خاستگاه گرانیتوئید کوه گبری رفسنجان
      شماره 27 , دوره 7 , پاییز 1392
      گرانیتوئید کوه گبری در 42 کیلومتری شرق رفسنجان استان کرمان، در زون ساختاری ارومیه- دختر قرار گرفته است. نفوذ دو استوک گرانیتوئیدی کوه گبری به درون سنگ¬های آهکی کرتاسه و کنگلومرای پالئوسن منجر به دگرگونی مجاورتی گردیده است. این سنگ¬ها اساساً دارای کانی¬های اصلی کوارتز، آ چکیده کامل
      گرانیتوئید کوه گبری در 42 کیلومتری شرق رفسنجان استان کرمان، در زون ساختاری ارومیه- دختر قرار گرفته است. نفوذ دو استوک گرانیتوئیدی کوه گبری به درون سنگ¬های آهکی کرتاسه و کنگلومرای پالئوسن منجر به دگرگونی مجاورتی گردیده است. این سنگ¬ها اساساً دارای کانی¬های اصلی کوارتز، آلکالی فلدسپار و پلاژیوکلاز و کانی¬های فرعی مانند بیوتیت، زیرکن و کانی¬های اپک می¬باشند. براساس داده¬ها و نمودارهای ژئوشیمیایی، مقدار درصد وزنی SiO2 نمونه¬های مورد مطالعه بین 57/75 تا 83/76 تغییر می¬کند. نمودارهای عنکبوتی هنجار شده نمونه های گرانیتوئید کوه گبری نسبت به مقادیر گوشته اولیه و کندریتبیانگر غنی شدگی Rb و Th و تهی شدگی Eu و Sr می¬باشد. بعلاوه نمونه¬های گرانیتوئیدی منطقه از عناصر LREE غنی شده هستند. بی¬هنجاری منفی Nb نشان دهنده منشا پوسته¬ای گرانیتوئید کوه گبری می¬باشد. براساس داده¬ها و نمودارهای ژئوشیمیایی، گرانیتوئیدهای کوه گبری از نوع I بوده و به سمت نوع A تمایل نشان می¬دهند و در موقعیت زمین¬ساختاری هم زمان تا بعد از کوهزایی قرار می¬گیرند. شواهد صحرایی، مشاهدات پتروگرافی و ویژگی¬های ژئوشیمیایی تأیید کننده یک منشا ماگمای پوسته¬ای در شرایط فشار کم می¬باشند. تغییرات شیمیایی و مشاهدات پتروگرافی اساساً به دلیل تبلور تفریقی ماگمای منشأ می¬باشند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      9 - زمین شیمی و خاستگاه طلای کوهزایی منطقه قلقله کردستان، با استفاده از مطالعات میانبارهای سیال و ایزوتوپ‌های پایدار
      بتول  تقی پور محمد علی  مکی زاده فرهاد  احمدنژاد
      شماره 30 , دوره 8 , تابستان 1393
      رخداد طلای قلقله، در بخش شمال غربی کمربند دگرگونی سنندج- سیرجان و در 50 کیلومتری جنوب غربی سقز واقع شده است. مجموعه واحدهای سنگی رخنمون یافته در منطقه شامل آتشفشانی¬های دگرگون شده اسیدی، کلریت- سریسیت شیست، سنگ آهک‌های دگرگون شده و توده¬های نفوذی به سن مزوزوئیک می¬باشد چکیده کامل
      رخداد طلای قلقله، در بخش شمال غربی کمربند دگرگونی سنندج- سیرجان و در 50 کیلومتری جنوب غربی سقز واقع شده است. مجموعه واحدهای سنگی رخنمون یافته در منطقه شامل آتشفشانی¬های دگرگون شده اسیدی، کلریت- سریسیت شیست، سنگ آهک‌های دگرگون شده و توده¬های نفوذی به سن مزوزوئیک می¬باشد که بخش غالب زمین‌شناسی منطقه را تشکیل می‌دهند. این مجموعه تحت تاثیر فازهای دگرگونی حاکم بر زون زمین¬ساختی سنندج - سیرجان دگرریخت شده و در طی آن کانه¬¬زایی طلا شکل گرفته است. بررسی‌های زمین شیمیایی نشان داده است که کانه¬زایی طلا در رگه‌های کوارتز- سولفید رخ داده است. به¬منظور تعیین خاستگاه طلا در منطقه قلقله، مطالعات ریزدماسنجی و ایزوتوپ‌های پایدار بر روی رگه‌های کوارتزی همراه با کانه¬زایی و رگه‌های کوارتزی فاقد کانه¬زایی صورت گرفته است. بر اساس نوع و درصد فازهای موجود در میانبارهای سیال و رفتار ریزدماسنجی آن‌ها، سه نوع میانبار سیال در ذخیره معدنی قلقله تشخیص داده شده است: نوع اول (I) میانبارهای تک فازه آبگین؛ نوع دوم (II) میانبارهای دو فازه آبگین (L+V)، که از نظر دمای همگن شدن در دو گروه جای می گیرند: گروه اول با دمای همگن شدن 205 تا 255 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری شوری معادل 5 تا 13 درصد وزنی نمک طعام و گروه دوم با دمای همگن شدن 335 تا 385 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری معادل 15 تا 19 درصد وزنی نمک طعام؛ نوع سوم (III) میانبارهای سه فازه کربنی- آبگینبا دمای همگن شدن 345 تا 385 درجه سانتی¬گراد و درجه شوری معادل 9 تا 13 درصد وزنی نمک طعام. همچنین چگالی سیال کانه¬دار، فشار و عمق کانه¬زایی به ترتیب برابر 79/0 تا 96/0 گرم بر سانتیمتر مکعب، 2 کیلوبار و 7 کیلومتر می‌باشد که نشان دهنده محیط تشکیل میان پوسته‌ای برای ذخیره معدنی قلقله می‌باشد. مقادیر O18 و D مربوط به سیالات کانسنگ¬ساز (رگه‌های کوارتز- سولفید) به ترتیب محدوده¬ای از %2/7 تا%8 و %27/35-تا %23/40- را نشان می¬دهند. با توجه به جایگاه زمین‌شناختی ذخایر معدنی قلقله، نسبت‌های موجود، بیانگر یک سیال دگرگونی می‌باشد که با آب‌های جوی آمیختگی پیدا نموده است. تغییر شرایط از فشارشی به کششی همراه با گرادیان زمین گرمایی که بطور پوسته¬ای در حال افزایش بوده، باعث تحرک دوباره مقادیر قابل توجهی سیالات دگرگونی شده است که آمیختگی سیالات بالا¬رو ناشی از فعالیت کوهزایی و سیالات پایین¬رو جوی سبب نهشت طلا توسط کانی‌های سولفیدی شده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      10 - بررسی اثرات زیستمحیطی عنصر آرسنیک در منابع آب و خاک منطقه معدنی زغال‌سنگ سنگرود لوشان
      فرزاد  ستوهیان محسن  رنجبران سعید  شریفی
      شماره 36 , دوره 9 , زمستان 1399
      تاثیرات زیستمحیطی از بهرهبرداری معدن زغال‌سنگ سنگرود با آزادسازی یکسری عناصر مضر و سمی از طریق فرآوری ماده معدنی و انباشت‌های باطله آن به داخل سیستم هیدرولوژیکی (آب‌های سطحی و زیر‌زمینی) و نیز خاک منطقه ناشی گردیده است. عوارض مزمن نظیر اولسراسیون پوست، تخریب مجاری بینی چکیده کامل
      تاثیرات زیستمحیطی از بهرهبرداری معدن زغال‌سنگ سنگرود با آزادسازی یکسری عناصر مضر و سمی از طریق فرآوری ماده معدنی و انباشت‌های باطله آن به داخل سیستم هیدرولوژیکی (آب‌های سطحی و زیر‌زمینی) و نیز خاک منطقه ناشی گردیده است. عوارض مزمن نظیر اولسراسیون پوست، تخریب مجاری بینی و نیز سرطان‌های خطرناک می‌تواند ناشی از مقدار بالای آرسنیک به ویژه در آب آشامیدنی این مناطق باشد. هدف از این تحقیق بررسی اثرات زیستمحیطی عنصر آرسنیک معدن زغال‌سنگ سنگرود لوشان که از جمله معادن فعال این استان است می‌باشد. نمونه‌برداری از 60 تیپ و 14 نمونه آبی در 4 ایستگاه در منطقه معدنی صورت گرفت. نتایج آزمایشات بیانگر آن است که میزان عنصر آرسنیک در ایستگاههای نمونه‌برداری شده بیش از حد مجاز و استاندارد می‌باشد. در زغال‌های این ناحیه، مقدار گوگرد متوسط تا بالا بوده و عمدتا از نوع پیریتی است. غلظت آرسنیک در خاکها بیشتر از سنگ‌ها است. بسیاری از ترکیبات آن در آب محلول بوده و بهسادگی سبب آلودگی آب میشوند. جزييات مقاله
    مقالات در انتظار انتشار

    • دسترسی آزاد مقاله

      1 - پتروگرافی و ژئوشیمی سنگهای آذرین و کانی زایی آنتیموان در لخشک، شمال غرب زاهدان، جنوب شرق ایران
      مجمد بومری حلیمه مجددی حبیب بیابانگرد
      چکیده اندیس آنتیموان لخشک در شمالغرب زاهدان و در پهنه¬ی جوش خورده سیستان واقع شده است. واحدهای سنگی منطقه شامل فلیش های دگرگونه (گنیس، شیست های گارنت دار، شیست های سیلیمانیت دار، فیلیت و میلونیت ها)، توده گرانیتوئیدی لخشک، دایک های بازیک و اسیدی، رگه های سیلیسی فاقد چکیده کامل
      چکیده اندیس آنتیموان لخشک در شمالغرب زاهدان و در پهنه¬ی جوش خورده سیستان واقع شده است. واحدهای سنگی منطقه شامل فلیش های دگرگونه (گنیس، شیست های گارنت دار، شیست های سیلیمانیت دار، فیلیت و میلونیت ها)، توده گرانیتوئیدی لخشک، دایک های بازیک و اسیدی، رگه های سیلیسی فاقد و دارای کانیزایی می باشد. براساس مطالعات ژئوشیمی، سنگهای آذرین لخشک کالک آلکالن، کالک آلکالن پتاسیم بالا و شوشونیتی و متاآلومینوس و متعلق به جایگاه¬های کمان ولکانیکی، همزمان با برخورد و پس ازبرخورد می باشد. غنی شدگی LREE و LILEنسبت به HREE و HFSE از ویژگیهای سنگهای آذرین مورد مطالعه است. غنی شدگی Pb و تهی شدگی Y، Nb،Zr بیشتر با مذاب های به وجود آمده از پوسته زیرین سازگار است. کانی زایی آنتیموان در لخشک از نوع اپی ترمال است که عمدتاً به صورت رگه های کوارتز-استیبنیت در سنگهای فلیش گونه دیده می شود و همراه با دگرسانی های سیلیسی، آرژیلیک و فیلیک است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      2 - بررسی زمین ساخت فعال گسلهای تلخاب و توزلوگل و نقش آنها در شکل گیری تالاب میقان، اراک
      لیلی ایزدی کیان معصومه مولایی
      تالاب میقان اراک در مرز زون دگرگونی سنندج سیرجان و زون ارومیه بزمان قرار دارد. دو گسل اصلی تلخاب و توزلوگل (تبرته) با حرکت امتداد لغز راست بر و امتداد شمال باختر- جنوب خاور در شکل گیری این حوضه نقش اصلی دارند. در این پژوهش شاخص های مورفوتکتونیکی جهت بررسی فعالیت های ز چکیده کامل
      تالاب میقان اراک در مرز زون دگرگونی سنندج سیرجان و زون ارومیه بزمان قرار دارد. دو گسل اصلی تلخاب و توزلوگل (تبرته) با حرکت امتداد لغز راست بر و امتداد شمال باختر- جنوب خاور در شکل گیری این حوضه نقش اصلی دارند. در این پژوهش شاخص های مورفوتکتونیکی جهت بررسی فعالیت های زمین ساختی این دو گسل مورد بررسی قرار گرفت. شاخص انتگرال ارتفاع سنجی، شاخص عدم تقارن حوضه زهکشی، شاخص شکل حوضه، شاخص گرادیان طولی رودخانه از جمله شاخص های اندازه گیری شده است. بررسی زمین ساخت فعال نسبی با استفاده از شاخص های فوق نشان می دهد که منطقه اراک از فعالیت نسبی متوسط تا زیاد برخودار است. به خصوص منطقه حدفاصل بین دو گسل تلخاب و توزلوگل فعالیت بیشتری نسبت به دیگر مناطق دارند. فروافتادگی کویر میقان در اثر فعالیت گسل های تلخاب و توزلوگل در زمان پلیستوسن بصورت ترافشارشی راست بر شکل گرفته است. ضلع جنوب باختری دریاچه منطبق بر گسل توزلوگل میباشد. به نظر می رسد با توجه به مطالعات ریخت سنجی منطقه فعالیت گسل تلخاب نسبت به گسل توزلوگل بیشتر است و در شکل گیری دریاچه میقان نقش مهمتری ایفا کرده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      3 - متاپلیتهای گرمی¬چای، شمالغرب ایران: شیمی سنگ کل، زادگاه رسوبی و شرایط دگرگونی
      امیر محامد محسن  موءید منیر مجرد
      بمنظور بررسی زادگاه رسوبی و شرایط دگرگونی متاپلیتهای گرمی¬چای واقع در شمال شهرستان میانه (شمالغرب ایران) شیمی شنگ کل این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است. بررسیهای پتروفابریک حاکی از شکلگیری همزمان با تکتونیک پورفیروبلاستهای کردیریت (دگرگونی ناحیه¬ای) در این سنگهاست. هم چکیده کامل
      بمنظور بررسی زادگاه رسوبی و شرایط دگرگونی متاپلیتهای گرمی¬چای واقع در شمال شهرستان میانه (شمالغرب ایران) شیمی شنگ کل این مجموعه مورد بررسی قرار گرفته است. بررسیهای پتروفابریک حاکی از شکلگیری همزمان با تکتونیک پورفیروبلاستهای کردیریت (دگرگونی ناحیه¬ای) در این سنگهاست. همچنین ساختارهای برشی C' ویژگی بارز بافتی می¬باشد. دو فاز دگرگونی ناحیه¬ای (RMP1 و RMP2)، یک فاز دگرگونی مجاورتی (CM) و دو فاز دگرشکلی (D1 و D2) شناسایی شده¬اند. ژئوشیمی عناصر اصلی حاکی از سنگ مادر شیلی و گری¬وکی برای متاپلیتهاست. بر اساس عناصر اصلی، واسطه و کمیاب (K2O، TiO2، Zr، Ni و Ti) سنگ آذرین مولد این رسوبات دارای سرشت آندزیتی و داسیتی/ریوداسیتی بوده است. درجه دگرسانی شیمیایی (CIA و CIW) سنگ آذرین اولیه متوسط بوده است. همچنین برمبنای اکسید عناصر اصلی محیط تکتونیکی تشکیل رسوب حاشیه فعال قاره¬ای شناسایی شده است. متاپلیتهای گرمی¬چای در مقایسه با PAAS و UCC غنی از Cs، La و Ce، تهی از Sr، Nb و Ta می¬باشند. نمونه¬های معرف در نمودارهای سازگاری در داخل مثلثهای پاراژنتیک قرار می¬گیرند که حاکی از تعادلی بودن آنهاست. بر اساس مقاطع ترکیبی استاندارد برای متاپلیتها بازه دمایی و فشاری تشکیل درجه بالاترین پاراژنز بترتیب 535 تا 635 درجه سانتی¬گراد و 1-3 کیلوبار بوده است. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      4 - تعیین موقعیت تنش دیرین بر پایه مطالعه ناپیوستگی‌ها و چین‌خوردگی‌های موجود در پهنه برخوردی زاگرس- مطالعه موردی منطقه کرمانشاه
      سپیده  رضابیک عبدالله  سعیدی مهران  آرین علی  سربی
      پهنه مورد مطالعه در بخش شمالی پهنه برخوردی زاگرس واقع شده است. وجود واحدهایی از نهشته‌های ژرف بستر اقیانوس، افیولیت‌ها و سنگ‌های رسوبی کربناته زاگرس چین‌خورده در کنار هم نشان‌دهنده یک سیستم تکتونیکی فشارشی از کرتاسه پسین تا زمان کنونی است.در نتیجه این همگرایی ، زمین‌ساخ چکیده کامل
      پهنه مورد مطالعه در بخش شمالی پهنه برخوردی زاگرس واقع شده است. وجود واحدهایی از نهشته‌های ژرف بستر اقیانوس، افیولیت‌ها و سنگ‌های رسوبی کربناته زاگرس چین‌خورده در کنار هم نشان‌دهنده یک سیستم تکتونیکی فشارشی از کرتاسه پسین تا زمان کنونی است.در نتیجه این همگرایی ، زمین‌ساخت و ساختارهای پیچیده‌ای در این پهنه به وجود آورده است. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل و تعیین موقعیت تنش در پهنه ساختاري زاگرس (كرمانشاه) است. برای شناخت و بررسی آرایش محورهای تنش ، برداشت‌های ساختاری به روش مستقیم صحرایی صورت گرفته است. برداشت‌ها شامل صفحات گسلی، سطوح لغزش گسلی، درزهای هم یوغ و سطح محوری چین‌خوردگی‌ها هستند. الگوهای ثبت تنش در این پژوهش برای داده‌ها روش وارون سازی و مقایسه آن با موقعیت تنش با کمک سطح محوری چین‌ها است. براساس تعیین موقعیت تنش و روندهای کوتاه‌شدگی ناشی از فشردگی بر روی ساختارهای موجود در گستره تنها یک مرحله دگرشکلی به دست آمد. با استفاده از روش وارون سازی موقعیت تنش‌های اصلی ، و در گستره مورد پژوهش به ترتیب 059، 304 و 194 و با کمک چین‌ها 029، 127 و 234 به‌دست‌آمده است. برپایه بررسی‌های انجام شده در منطقه مورد پژوهش و اندازه‌گیری‌های انجام شده بر روی سنگ‌های به سن کرتاسه و نتایج نشان می‌دهند که جهت تنش اصلی حداکثر از زمان کرتاسه تاکنون با تغییرات نه‌چندان زیادی رو به شمال شرقی بوده است. برآورد جهت تنش هم در چین‌ها و هم در گسل‌ها کم‌وبیش یکسان بوده است. در نتیجه جهت کوتاه‌شدگی ثابت بوده است بنابراین گسل‌های منتسب به کوتاه شدگی همگی یک جهت تنش را نشان می‌دهند. جزييات مقاله

    • دسترسی آزاد مقاله

      5 - تلفیق روش¬های سنجش از دور و مغناطیس¬سنجی به¬منظور اکتشاف کانسار آهن در گستره مراغ بندرچارک
      رضا احمدی عبدالرضا قره شیخ بیات
      در پژوهش حاضر با استفاده از داده¬های سنجنده ASTER و به کمک نرم¬افزار ENVI، مطالعات سنجش از دور به¬منظور شناسایی پتانسیل و حضور کانه¬سازی احتمالی آهن در گستره مراغ بندرچارک واقع در استان هرمزگان، انجام شد. سپس اکتشاف مقدماتی گستره¬های امیدبخش، با استفاده از روش ژئوفیزیکی چکیده کامل
      در پژوهش حاضر با استفاده از داده¬های سنجنده ASTER و به کمک نرم¬افزار ENVI، مطالعات سنجش از دور به¬منظور شناسایی پتانسیل و حضور کانه¬سازی احتمالی آهن در گستره مراغ بندرچارک واقع در استان هرمزگان، انجام شد. سپس اکتشاف مقدماتی گستره¬های امیدبخش، با استفاده از روش ژئوفیزیکی مغناطیس-سنجی صورت گرفت. عملیات دورسنجی داده¬های گستره شامل مراحل پیش¬پردازش همانند تصحیح هندسی به روش تصویر به تصویر و تصحیح اتمسفری و تکنیک¬های پردازش ترکیب رنگی کاذب، نسبت¬گیری باندی، برازش کمترین مربع¬ها، تحلیل مولفه¬های اصلی انتخابی و در نهایت طبقه¬بندی نظارت شده با استفاده از روش نقشه¬برداری زاویه طیفی است. در نتیجه این فرآیند، نقشه پهنه¬های دگرسانی مرتبط با کانی¬زایی آهن منطقه مورد مطالعه مشخص شد. عملیات برداشت مغناطیسی در گستره¬ای به وسعت تقریبی 2/11 کیلومتر مربع و در 1913 ایستگاه اندازه¬گیری با استفاده از دستگاه مگنتومتر پروتون انجام شده است. برای انجام عملیات پردازش و تفسیر کیفی داده¬های مغناطیسی نظیر اعمال تصحیحات و فیلترهای مختلف همانند برگردان به قطب، گسترش به سمت بالا تا ارتفاع¬های مختلف، فیلتر پایین¬گذر، فیلترهای مشتق شامل گرادیان افقی کل و سیگنال تحلیلی، از نرم¬افزار Geosoft Oasis montaj استفاده شد. درنهایت به¬منظور بررسی روند بی¬هنجاری-های مغناطیسی مشاهده شده بر روی سطح، تعیین شکل تقریبی توده کانسار و تخمین عمق آن، مدل‌سازی وارون سه¬بعدی داده¬ها انجام گرفت. نتایج پژوهش حاضر از طریق تلفیق دو روش سنجش از دور و مغناطیس-سنجی همراه با مدل¬سازی وارون سه¬بعدی داده¬های مغناطیسی نشان می¬دهند که منطقه مراغ از نظر کانه-سازی آهن دارای پتانسیل بالایی است. نتایج این پژوهش برای کلیه کاربران علوم زمین بویژه زمین¬شناسان و مهندسین اکتشافی قابل استفاده خواهد بود. جزييات مقاله
  • صاحب امتیاز
    پژوهشکده علوم پایه کاربردی
    مدير مسئول
    کمال خدایی (پژوهشکده علوم ¬پایه کاربردی، جهاد دانشگاهی)
    سردبیر
    محمدحسین آدابی (استرالیا/دانشگاه شهیدبهشتی)
    مدیر داخلی
    راحله هاتفی (پژوهشکده علوم ¬پایه کاربردی، جهاد دانشگاهی)
    هیئت تحریریه
    حميدرضا ناصري ( دانشگاه شهيدبهشتي) محمدرضا رضايي (شهر پرت) عزت ا... رئيسي (دانشگاه شيراز) عبدا... سعيدي ( سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني كشور) سيدكاظم علوي پناه (دانشگاه تهران) فريدون غضبان (دانشگاه تهران) سيد محمود فاطمي عقدا (دانشگاه خوارزمی) منوچهر قرشي ( سازمان زمين شناسي و اکتشافات معدني كشور) محمد قويدل (انستیتو نفت دانشکده فنی دانشگاه تهران) فريد مر (دانشگاه شيراز) رضا موسوي حرمي ( دانشگاه فردوسي مشهد) سعيد ميرزايي (جهاددانشگاهي) منصور وثوقي عابديني ( دانشگاه شهيدبهشتي) اصغر کهندل (جهاددانشگاهی)
    شاپا: 1735-7128
    شاپا الکترونیکی:1735-7125
    پست الکترونیک
    zaminshenasiiran@yahoo.com
    آدرس
    تهران - اوین - دانشگاه شهیدبهشتی - پژوهشکده علوم پایه کاربردی
    تلفن
    021-22431933-4-29903037

    جستجو

    آمار مقالات

    تعداد دوره‌ها 11
    تعداد شماره ها 61
    مقالات چاپ شده 306
    تعداد نویسندگان 1073
    تعداد مشاهده مقاله 358361
    تعداد دانلود مقاله 43585
    تعداد مقالات ارسال شده 559
    تعداد مقالات رد شده 0
    تعداد مقالات پذیرفته شده 276
    زمان پذیرش(روز) 13
    تعداد داوران 37